شبکه های اجتماعی
خبرنامه
پست الکترونیک
تلفن همراه

سه شنبه 20 خرداد 1393
0

مروری بر کتاب «نظریه‌های بازتاب جهانی انقلاب اسلامی ایران» تالیف دکتر ابراهیم برزگر

نظریه پخش و تاثیرات انقلاب اسلامی ایران: تطبیق نظریه پخش بر لبنان و حزب‌الله
نظریه پخش
نظریه پخش در سال 1953 از سوی هاگراسترند جغرافیدان سوئدی ابداع و عرضه شد. وی با به کار گرفتن این نظریه در مورد گسترش نوآوری پدیده‌های کشاورزی و چگونگی گسترش سل گاوی در سال‌های مختلف به یافته‌های ارزشمندی دست یافت.

این نظریه گسترش هر نوع نوآوری فکری و فیزیکی را تبیین می‌کند.
این نظریه هم علت اشاعه، نحوه گسترش و مسیرها و مجاری پخش آن و هم علل توقف آن و علل گسترش مجدد آن و نیز پایداری برخی از امواج و زوال برخی دیگر را توضیح می‌دهد.

پخش فضایی (مفهومی مرتبط با نظریه پخش):
پخش فضایی فرآیندی است که طی آن نگرش و رفتار مردم تغییر می‌یابد.

پخش فضایی عبارت است از گسترش یک پدیده از کانون یا کانون‌های اصلی در بین مردمی که آماده پذیرش آن پدیده‌اند.
در پخش فضایی دو موضوع را می‌توان از یکدیگر متمایز ساخت: 1- وجود پدیده یا پدیده‌ها
،  2- امر گسترش حرکت پدیده از خاستگاه اصلی خود.
اشاعه یا پخش عبارتست از فرآیندی که بر طبق آن یک امر فرهنگی (یک نهاد یا یک اختراع فنی) که علامت مشخصه یک جامعه است، در جامعه دیگری به عاریت گرفته، مورد پذیرش قرار می‌گیرد.
اشاعه را عموماً در مهاجرت‌های جمعیت‌ها، که حاصل تماس مداوم و زیاد جوامع همسایه است، تشخیص می‌دهند.
گری‌پی‌ فرارو علاوه بر انتشار و اختراع از جریان اشاعه فرهنگی به عنوان وام‌گیری فرهنگی در تغییر فرهنگ‌ها یاد می‌کند.

ویژگی‌های پخش و وام‌گیری فرهنگی از نظر فرارو:
1-
گزینشی بودن عمل وام‌گیری فرهنگی
2-
دوطرفه بودن جریان وام‌گیری فرهنگی
3-
اقلام وام گرفته شده غالباً پس از دستکاری در شکل اولیه وارد فرهنگ جامعه مقصد می‌شود.
4-
برخی ویژگی‌های فرهنگی آسان‌تر از ویژگی‌های دیگر انتشار می‌یابند. نوآوری‌های تکنولوژیک راحت‌تر از انگاره‌های اجتماعی و عقیدتی پذیرفته می‌شود.
بر اساس ماطلعه راجرز قبول یک نوآوری و سرعت پذیرش آن تحت تاثیر متغیرهای ذیل است:

1- تفوق آن نسبت به آنچه موجود است. 2- سازگاری داشتن با انگاره‌های فرهنگی موجود. 3- به سهولت شناخته شدن. 4- قابلیت آزمون‌پذیری به طور تجربی.

انواع پخش از نظر گراسترند:
1-پخش جابجایی: پخش یک نوآوری یا یک عنصر از فرهنگ می‌باشد که لازمه آن انتقال فیزیکی فرد یا گروه حامل یک اندیشه است. پخش جابجایی زمانی رخ می‌دهد که افراد یا گروه‌های دارای یک ایده مخصوص به طور فیزیکی از مکانی به مکان دیگر حرکت کنند و به این طریق ابداعات و نوآوری‌ها در سرزمین جدید گسترش یابد. مانند اعزام مبلغان مذهبی، مهاجرت مسیحیان و فرآیند استعمار اروپائیان. در دوره‌های گذشته الگوی پخش غالباً پخش جابجایی بوده است.

2-پخش سلسله مراتبی (انتشار ریزشی): پدیده‌ها و نوآوری‌ها در قالب سلسله مراتب و از طریق توالی منظم دسته‌ها و طبقات منتقل و گسترش می‌یابد. ایده‌ها از یک فرد مهم به فرد دیگر و از یک مرکز شهری مهم به مرکز دیگر گسترش می‌یابد. مانند مد لباس، مد آرایش، کالاهای مصرفی نظیر کامپیوتر که از پایتخت به شهرهای بزرگ، میانی، کوچک و روستا به صورت سلسله مراتبی پخش می‌شود. نوآوری‌ها ابتدا در طبقات بالای اجتماع و سپس در طبقات پاین‌تر منتشر می‌شود. به سبب آنکه از مراکز بزرگ‌تر و مهمتر به مراکز کوچکتر سرازیر می‌شود به آن انتشار ریزشی نیز می‌گویند. مثلاً در صدر اسلام با اسلام آوردن رئیس قبیله کل قبیله مسلمان می‌شدند. بالاترین سرعت انتشار در پخش سلسله مراتبی است.

3-پخش سرایتی یا واگیردار: در مقابل پخش سلسله مراتبی. در این نوع پخش گسترش عمومی ایده‌ها بدون در نظر گرفتن سلسله مراتب صورت می‌گیرد. مانند اشاعه بیماری‌های مسری. این نوع پخش با تماس مستقیم منتشر می‌شود. این فرآیند تحت تاثیر فاصله قرار دارد بنابراین افراد و نواحی نزدیک نسبت به افراد و نواحی دوردست، احتمال تماس بیشتری دارند.
پخش سلسله مراتبی و سرایتی دارای سرعت انتشار بالایی هستند. و از نوع پخش انبساطی هستند. در این دو نوع پخش، افکار و اندیشه‌ها هجرت می‌کنند و چون هجرت فیزیکی نیست، دارای سرعت انتشار بالایی‌اند. گسترش انبساطی نوآوری در درون یک ناحیه به شکل گلوله برفی به نحوی است که تعداد آگاهان به آن نوآوری مرتباً در حال افزایش است.

عوامل نظریه پخش از نظر هاگراسترند
1-
حوزه یا محیط اجتماعی: این محیط می‌تواند محیط پذیرا همگرا یا محیط ناپذیرا واگرا باشد.
2-
زمان: می‌تواند به صورت مداوم یا به حالت دوره‌های متمایز از یکدیگر و متوالی در نظر گرفته شود.
3-
موضوع پخش
4-
مبدا پخش: مکان‌هایی که خاستگاه نوآوری‌ها و صدور پیام‌ها و ارزش‌ها و نوآوری‌ها باشد.
5-
مقصد پخش: مکان‌هایی که محتوای پخش یا جریان مداوم پخش به این مکان‌ها می‌رسد.
6-
مسیر حرکت: مجاری انتقال نوآوری از مبدا به مقصد.
عوامل دیگر:

1-
سرعت انتشار و عوامل موثر بر آن
2-
موانع و مرزها و امواج رقیب
3-
پیش‌بینی اثرات پخش و مضر یا مفید بودن آن از دید طرف‌های درگیر و نیز اقدامات مقابله‌ای
امواج نوآوری هاگستراند: این امواج غالباً امواج انتشار نامیده می‌شود. به نظر وی امواج به صورت موج نیمرخ از یکدیگر بازشناسی می‌شود.

انواع (مراحل) موج نیمرخ یا نیمرخ‌های انتشار:
1- مرحله اول یا مرحله مقدماتی: آغاز فرآیند انتشار است. در این مرحله مرکز پذیرش تاسیس می‌شود.

2- مرحله انتشار: حرکت عملی انتشار دیده می‌شود و از طریق مراکز جدید، نوآوری به مراکز دوردست ارسال می‌شود.
3- مرحله تراکم: افزایش نسبی تعداد پذیرندگان یک نوآوری در مکان‌ها، صرف‌نظر از فاصله آن‌ها از مرکز نوآوری، با هم مساوی‌اند.

4- مرحله اشباع یا آخر: مرحله کند شدن و توقف نهایی فرآیند انتشار. در این مرحله نوآوری منتشر شده در تمام کشور پذیرفته شده است.
در فالب نموداری می‌توان این 4 مرحله را به صورت
S نشان داد و به همین دلیل است که پخش نوآوری توسط منحنی S نشان داده می‌شود.

عوامل کاهش دهنده پخش
1-مسافت:
میزان پذیرش نوآوری‌های فرهنگی با افزایش مسافت کاهش می‌یابد. ابداعات به طور عمیق‌تر و نافذتر در نزدیک‌ترین نقطه به مبدا پذیرفته خواهد شد.
2- زمان:
انتشار و پخش نوآوری به نقطه دورتر خود مستلزم صرف زمان بیشتری است. میزان پذیرش با افزایش زمان کاهش می‌یابد.
3- موانع تراوش:
سدها و موانع نیز موجب توقف و کند شدن روند پخش نوآوری می‌شود.

مطالعه موردی، پخش مذهبی و سیاسی
پخش مذهبی:
مذاهب از 3 طریق پخش جابجایی (مبلغان مذهبی)، سلسله مراتبی (ایده‌های مذهبی پس از جا گرفتن در راس جامعه در بقیه جامعه نیز جا می‌گیرد) و سرایتی گسترش یافته‌اند. (یهودیان برخلاف مسیحیان و مسلمانان در پی یافتن پیروان جدید و پخش آیین خود نبوده‌اند و به صورت یک مذهب قومی باقی مانده است.)
پخش نوآوری سیاسی:
پخش جابجایی: نظام‌های امپراتوری، وجود دولت‌های نوع بریتانیایی در کشورهای زلاندنو و استرالیا.
پخش سرایتی: نحوه گسترش موج استقلال‌طلبی مستعمرات در آفریقا، وقوع کودتاهای نظامی در آفریقا.

از پخش سلسله مراتبی در پدیده‌های سیاسی نیز نمونه‌هایی وجود دارد.
پخش فضایی: اثر همسایگان: در انتخابات حمایت از کاندیدا در وطن آن‌ها قوی‌تر است. اثر دوستان و همسایگان، پدیده دولت‌های پست کمونیستی و پخش دموکراسی و اقتصاد سرمایه‌داری. (این موارد نیز از نوع پخش سرایتی می‌باشد.)

نظریه پخش و انقلاب اسلامی ایران
مبدا پخش نوآوری فرهنگی و سیاسی

با وقوع انقلاب اسلامی در ایران کشورهای همجوار و منطقه خاورمیانه و جهان اسلام به طور خاص و جهان به طور عام تحت تاثیر عظمت این رخداد و پیام‌های جهانی و منطقه‌ای آن قرار گرفت.
در انقلاب ایران ما شاهد یک سری تاثیرپذیری‌های غیرارادی و یا به تعبیر گراهام فولر، رفلکسی از سوی مردم منطقه می‌باشیم. این تاثیرات نمایشی چنان قوی بود که حتی کسانی که علاقه‌ای به انقلاب اسلامی نداشتند تحت تاثیر آن قرار گرفتند. این تاثیرگذاری ناشی از قدرت سلبی یا نفی‌کنندگی انقلاب و تعمیم این باور است که آیت‌اله باید درست عمل کرده باشد که توانسته است، شاه را با تمام قدرتش و حمایت امریکا، سرنگون کند و در جریان این پروسه، ایالت متحده را نیز تحقیر کند.

تاثیر رفلکسی انقلاب در سال‌های نخست بسیار زیاد بود. به نظر نیکی کدی تاثیرات محسوس انقلاب اسلامی برای بسیاری از جریان‌های اسلامی صرفاً به زمان وقوع انقلاب و چند ماه پس از پیروزی آن است و به تدریج آن دیدگاه مثبت کمرنگ شده و در حال حاضر تنها در میان شیعیان چند کشور و تعدادی اسلام‌گرایان تندرو هوادار دارد.
دلایل توجه به انقلاب ایران از نظر نیکی کدی:

1-
به دلیل ضربه‌ای که ایران به امپریالیسم آمریکا وارد کرد و موجب تحقیر آن شد.
2-
به دلیل ضربه‌ای که انقلاب ایران بر یک نظام دیکتاتورمآب و دست‌نشانده امریکا وارد کرد.
3-
به دلیل تکیه انقلاب در پیروزی بر راه‌ها و ایدئولوژی‌های بومی که مخالف تقلید کورکورانه از غرب بود.
4-
به خاطر آنکه پیروزی این انقلاب پیروزی اسلام تلقی می‌شد.
5-
به دلیل آنکه پیروزی ایران در سطح گسترده‌تر پیروزی برای کشورهای غیر غربی (جهان سومی) محسوب می‌شد.
نقش موقعیت استراتژیک کشور مبدا در شدت پخش آن بسیار مهم است.

فراتر از پخش غیر ارادی و خود به خودی یا رفلکسی، خود ایران نیز نه تنها مانعی برای پخش نوآوری ایجاد نکرده بلکه با اتخاذ سیاست‌های صدور انقلاب، امکان انتقال همراه با سهولت بیشتر را هم فراهم ساخته. ایران برخلاف انگلستان که در مراحلی مانع پخش انقلاب صنعتی بوده؛ عامل پخش نیز شده و تسهیلاتی هم برای آن فراهم کرده است.

حوزه، مقصد و مکان پخش:
مقصد اشاعه نوآوری‌های انقلاب ایران می‌تواند کل 57 کشور عضو کنفرانس اسلامی یا 20 کشور عربی خاورمیانه عربی یا کشورهای خاورمیانه بزرگ یا سایر مناطق آسیای میانه و آسیای جنوب شرقی باشد.

این حوزه‌های پخش گاه دارای محیط پذیرا، محیطی که دارای تجانس فکری، فرهنگی، دینی، اجتماعی و اقتصادی است مانند عراق، بحرین و لبنان و گاه ناپذیرا می‌باشد یعنی محیطی که دارای تفاوت‌ها و اختلافات و شکاف‌های مذهبی، زبانی، نژادی و فرهنگی است مانند افغانستان که با وجود زبان مشترک به دلیل شکاف مذهبی، آن را به محیط ناپذیرا تبدیل کرده است.
عوامل پذیرا موجب ایجاد زمینه‌های مساعد و همگرایی و عوامل ناپذیرا موجب عدم تاثیرپذیری و واگرایی می‌شود.

هم‌مذهب بودن هم عامل اشاعه دهنده و هم عامل شتاب‌دهنده پخش ایده‌هاست. بنابراین اختلاف مذهب می‌تواند به جای عامل، مانع پخش شود.
اگر ایران را به عنوان مرکز پخش در نظر بگیریم و کشورهای عربی را مقاصد پخش تصور کنیم در این صورت امواج پخش وارد محیطی می‌شود که بعضاً محیط ناپذیراست.

موانع پخش امواج ایران در کشورهای عربی: شکاف عربی عجمی یا عربی ایرانی، شکاف سنی شیعی و شکاف زبان عربی فارسی.

زمان:
بر اساس پژوهش‌های موریل ممکن است گفته شود هرچه از زمان وقوع انقلاب اسلامی ایران بگذرد، از میزان پذیرش تاثیرات آن کاسته می‌شود. البته این در صورتی است که نوآوری‌های انقلاب اسلامی ایران را منحصر به همان سال 1357 کنیم.

موضوع پخش:
موضوع پخش انقلاب اسلامی طیف متنوع و وسیعی از انواع تاثیرات را مانند لباس و پوشاک اسلامی، رونق‌گیری مساجد، حرکات سیاسی در مساجد، تاسیس سازمان‌های مذهبی، بیداری اسلامی و اعتماد به نفس سیاسی و در نهایت اسلام سیاسی تشکیل می‌دهد.

اسلام سیاسی و قدرت ایدئولوژی آن پیامی بود که انقلاب اسلامی ایران برای اعراب به ویژه پس از سرخوردگی آنان از ناسیونالیسم ارائه کرد.

مسیرها، مجاری و ابزارهای پخش:
یک حداقلی از افراد لازم‌اند که رفتاری را انجام دهند تا پس از آن، جریان اشاعه خود به خود، مانند یک توده برفی که به بهمن تبدیل می‌شود، ادامه یابد. و نهادها و مجاری دیگر نیز لازم است کار پخش را صورت دهد.

نهادها: مانند سپاه پاسداران، سفارتخانه‌ها، جهاد سازندگی، وزارتخانه‌ها، حوزه علمیه، صدا و سیما و غیره.

انواع پخش:
پخش جابجایی:
نمونه‌ای از این پخش: تاثیرگذاری انقلاب اسلامی در اعزام مبلغان به کشورهای مختلف. دعوت از میهمانان و نخبگان به مناسبت دهه فجر و دیگر مراسم‌ها.
پخش سرایتی و اثر همسایگی: یکی از مباحث پخش سرایتی، تسری موضوعات پخش به نزدیک‌ترین اقشار، افراد و مناطقی است که در مجاورت تغییر و نوآوری قرار دارند. با توجه به مجاورت دو کشور عراق و ایران و با توجه به محیط پذیرای عراق و تجانس فرهنگی و مذهبی، انتظار می‌رفت که در اثر همسایگی عراق اولین کشوری باشد که انقلاب به آن تسری پیدا کند.
تحولات دیگری که در مرزهای ایران صورت می‌گیرد به گواه ناظران برای جلوگیری از سرایت آن به کشورهای همجوار ایران انقلابی بوده مانند کودتا در کشورهای ترکیه و پاکستان و روی کار آمدن نظامیان با قدرت سرکوب بالاتر، تشکیل شورای همکاری خلیج فارس و ایجاد سپر محافظتی در قبال اشاعه انقلاب اسلامی در مرزهای جنوبی خلیج فارس و نیز اشغال نظامی افغانستان توسط شوروی.

پخش سلسله مراتبی و پیشاهنگ‌ها: گونه‌هایی از پخش سلسله مراتبی پیام‌های انقلاب اسلامی ایران را در شیعیان لبنان به عنوان مدخل ورود ایران به جهان عرب می‌توان مشاهده کرد. در پخش‌ پیوسته یک سری از نواحی، حالت پیشاهنگی و قافله‌سالاری نسبت به سایر نواحی دارد. یعنی روندهای مقدم نسبت به سایر مکان‌ها دارند. (معنای لغوی: گوسفند زنگوله‌داری که پیشاپیش گله حرکت می‌کند). اگر پخش وارد این سرزمین‌ها شود، غیرقابل کنترل و به گونه سلسله مراتبی انتشار می‌یابد.

تطبیق نظریه پخش بر لبنان و حزب‌الله
طرح مسئله:

یکی از مناطقی که بیشترین تاثیر را از رویکرد صدور انقلاب اسلامی پذیرفته است، جامعه لبنان و به ویژه شیعیان این کشور که به صورت ملموس و چشمگیر از انقلاب اسلامی تاثیر پذیرفته‌اند. چراکه گروه‌های اسلامی شیعه مانند جنبش حزب‌الله و امل و حتی گروه‌های اسلامی سنی مانند جنبش توحید اسلامی تحت تاثیر مستقیم انقلاب ایران تاسیس و رشد پیدا کردند.

مبدا پخش:
مبدا پخش انقلاب اسلامی در ایران است. انقلابی با ماهیت اسلامی و فرامرزی و داعیه‌های بین‌المللی و اسلامی.
مقصد پخش:
شیعیان لبنان و به طور خاص سازمان حزب‌الله.
تشکیل حزب‌الله:
یکی از نمودهای بارز تاثیرات انقلاب اسلامی را می‌توان در تشکیل حزب‌الله لبنان ارزیابی کرد. این سازمان بعد از انقلاب اسلامی ایران و از طریق انشعاب از جنبش ملی شکل گرفت. پیدایش آن بعد از تهاجم اسرائیل به لبنان و اشغال نیمی از خاک کشور در سال 1361 (1982) صورت گرفت. شکست گروه‌ها و احزاب چپ و مارکسیستی لبنان و ایدئولوژی‌های ناسیونالیستی و ناصری و بعثیسم، زمینه‌های مساعدی برای شکل‌گیری تشکیلات اسلامی حزب‌الله فراهم کرد.
محیط پخش:
محیط پخش که شیعیان لبنان و حزب‌الله لبنان باشد، محیطی کاملاً پذیرا و همگرا است و تاثیرپذیرترین محیط از ارزش‌های انقلاب اسلامی، سازمان حزب‌الله است که بیشترین تاثیرپذیری را از انقلاب اسلامی ایران داشته است.
انواع پخش:

پخش جابجایی: حضور طلاب و علمای لبنانی در حوزه علمیه قم و برگشتن آن‌ها برای تبلیغ ارزش‌های انقلابی. رفت و آمد رهبران حزب‌الله به صورت مدام به ایران و تاثیرپذیری از افکار انقلابی ایران.
نمونه‌های این نوع پخش: اعزام مبلغان ایرانی به لبنان برای تبلیغ اسلام و ارزش‌های انقلاب، اعزام نیروهای سپاه برای آموزش نظامی نیروهای حزب‌الله، حضور جهاد سازندگی، کمیته امداد و غیره در لبنان برای ارائه خدمات اقتصادی و رفاهی و حضور شیعیان لبنان در مراسم حج و ارتباط با ایرانیان و علما و دانشمندان و مبلغان ایرانی.

پخش سلسله مراتبی: محوریت روحانیت در حزب‌الله و جایگاه برجسته آنان در میان شیعیان و تاثیرپذیری شدید آنان از امام و انقلاب اسلامی موجب شده که به صورت پخش سلسله مراتبی شاهد گسترش سریع حزب‌الله و انقلاب اسلامی در میان شیعیان لبنان باشیم. وقتی علما و دانشمندان لبنانی آشکارا از انقلاب حمایت و تبلیغ می‌کنند، طبیعی است طرفداران آن‌ها به سرعت به انقلاب گرایش پیدا خواهند کرد.
اعلان رسمی سازمان حزب‌الله مبنی بر اینکه امام خمینی و آیت‌اله خامنه‌ای را به عنوان ولایت فقیه پذیرفته است و اطاعت از آن‌ها را وظیفه شرعی می‌داند، خود بزرگترین گواه بر وقوع پخش سلسله مراتبی است.

پخش سرایتی: در پخش سرایتی فرض بر این است که موضوع پخش به نزدیک‌ترین افراد، اقشار و مناطق مختلف صورت می‌گیرد اما صمد بهروز این نزدیکی را در مورد حزب‌الله به نزدیکی و قرابت معنوی تغییر می‌دهد.
نمونه‌ها: تسری و سرایت تفکر انقلابی، شعار فروپاشی اسرائیل و امکان مبارزه با اسرائیل و احتمال پیروزی، احساس برتری شیعیان و تحرک شیعیان لبنان بعد از انقلاب اسلامی ایران و سرایت شهادت‌طلبی به شیعیان لبنان در مبارزه با اسرائیل.

موضوع پخش:

موضوع پخش انقلاب و ارزش‌های اسلامی که توسط جمهوری اسلامی ایران تجربه شده است. مانند:

1- نظریه ولایت فقیه: مهمترین حلقه اتصال حزب‌الله و انقلاب اسلامی. حزب‌الله هم به لحاظ اعتقادی و هم به لحاظ سیاسی خود را تابع ولی فقیه می‌داند، برخلاف جنبش امل به رهبری بنیه بری که در تصمیم‌گیری‌های سیاسی خود را مستقل می‌داند.
2- محوریت روحانیت در عمل سیاسی: نقش روحانیون در حزب‌الله لبنان بی‌نظیر است اکثریت شورای حزب، روحانی هستند.

3- روحیه ایثار، شهادت، مقاومت و مبارزه و ظلم‌ستیزی: سید عباس موسوی می‌گوید: پیروزی انقلاب اسلامی ایران، اعتماد به نفس را به مسلمانان بازگرداند و آن‌ها را از میزان قدرت و توانایی که در اسلام است، آگاه ساخت. اساس مبارزه حزب‌الله شهادت‌طلبی و عملیات شهادت‌طلبانه است.
4- هویت دینی دادن به مبارزات: حزب‌الله معتقد است علت ضعف اعراب در برابر اسرائیل تقدم هویت عربی بر هویت اسلامی بود، که به شکست آن‌ها منجر شده است.

5- فرهنگ سیاسی و روش‌های فرهنگی و تبلیغاتی: شعارها، نمادها و حجاب به سبک ایرانی، استفاده از نام حزب‌الله
6- وحدت اسلامی: حزب‌الله به تبعیت از انقلاب اسلامی و امام به شدت از تمایلات‌ فرقه‌ای در فعالیت‌های سیاسی اجتناب می‌کند و روابط مسالمت‌آمیزی با فرق و مذاهب گوناگون لبنان دارد.

مجاری پخش:
سپاه پاسداران، کمیته امداد، جهاد سازندگی، بنیاد شهید و غیره
عوامل کاهش‌دهنده و موانع پخش:

مسافت: دوری مکانی و جغرافیایی مانع پخش است ولی در خصوص حزب‌الله این مانع کارساز نبوده و به لحاظ نزدیکی فکری و فرهنگی حزب‌الله با ایران، اثرات این دوری از بین رفته و خنثی شده است.
زمان: زمان هم مانع پخش است اما با گذشت چند دهه از انقلاب، نزدیکی فکری و معنوی حزب‌الله نسبت به ایران، بیشتر شده.

موانع پخش: مانند: ایجاد اختلاف میان شیعه و سنی و همچنین ایجاد اختلاف میان گروه‌های شیعی لبنان، جنگ ایران و عراق برای مهار انقلاب، فشارهای بین‌المللی و خارجی بر حزب‌الله لبنان و متهم کردن آن به تروریسم و فشار حکومت لبنان بر حزب‌الله و گرایش و نزدیکی دولت لبنان به آمریکا و غیره.
از جمله بزرگترین موانع می‌توان به مانع زبان اشاره کرد که این اختلاف زبانی بین ایران و حزب‌الله می‌تواند مانع از تاثیرپذیری انقلاب اسلامی ایران در لبنان باشد اما حزب‌الله لبنان پیام انقلاب اسلامی ایران را خیلی سریع‌تر از کشورهای فارسی‌زبان مانند افغانستان دریافت کرده است.

نظریه سیستم‌ها و بازتاب انقلاب اسلامی ایران؛ بررسی موردی عربستان و عراق
یکی از چارچوب‌های نظری که برای فهم چیستی و چرایی تاثیرگذاری انقلاب اسلامی بر سایر کشورها قدرت توضیح‌دهندگی دارد، نظریه سیستم‌ها و تحلیل سیستمی است.

چارچوب نظری: نظریه سیستم‌ها ظریه سیستم‌ها یک نظریه کل‌گرایانه است.)
نظریه سیستم‌ها یکی از نظریه‌های میان‌رشته‌ای است و در همه رشته‌های علوم طبیعی و انسانی کاربرد دارد.

سیستم مجموعه واحدی است که از اجزای مرتبط و وابسته به یکدیگر تشکیل شده است.

در تعریف سیستم: اول اینکه هر سیستم از اجزایی تشکیل شده، دوم، هر جزء دست کم با یک جزء دیگر در ارتباط است، سوم، هر گونه تغییری در هر یک از اجزا به تغییراتی در کل می‌انجامد، چهارم، کل خصوصیاتی متفاوت از جمع جبری اجزا دارد. (اصل وابستگی یا ارتباط متقابل در تمامی تعاریف از سیستم وجود دارد.)
ویژگی‌های عمده سیستم:

1- کلیت: این اصل حاکی از برتری سیستم به مثابه یک کل بر اجزایش است.

2- عنصر: کوچکترین واحد سیستم است که قادر به اجرای یک کارکرد نسبتاً مستقل است.

3- ارتباط: سیستم مجموعه‌ای از عناصر و اجزایی است که بر یکدیگر تاثیرات متقابل دارد و تغییر در هر یک از عناصر به تغییر در سایر عناصر و کل سیستم تسری می‌کند.

سیستم سیاسی و محیط
هر سیستم با محیط خود در تعامل است. به علت اینکه نظام سیاسی در ارتباط متقابل و تعامل مستمر با محیط است.

برای درک بهتر تعاملات سیستم سیاسی و محیط، باید میان عناصر موجود درون اجتماع (درون اجتماعی) و عناصر موجود در خارج از آن (برون اجتماعی) تمایز قائل شد.
در محیط درون اجتماعی سیستم‌های چهارگانه اکولوژیک (بوم‌ شناختی) بیولوژیک (زیست‌ شناختی) شخصیتی (روان شناختی) و اجتماعی وجود دارد. که البته سیستم اجتماعی خود به زیرسیستم‌های فرهنگی، ساختار اجتماعی، جمعیتی و اقتصادی تقسیم می‌شود.

سیستم‌های محیط برون اجتماعی، در بیرون از مرزهای آن جامعه و سیستم سیاسی موردی قرار دارند. این سیستم‌ها به سیستم سیاسی بین‌المللی، سیستم اقتصادی بین‌المللی و سیستم فرهنگی بین‌المللی و غیره تقسیم می‌شوند.

تعادل و بقای سیستم و فشارهای محیطی
هدف اساسی هر سیستم سیاسی، حفظ و بقای خود و تلاش برای دوام و حفظ تعادل است. تعادل و بقا، جزء ذات تحلیل سیستمی است.

ورودی‌ها
ورودی‌های سیستم یا درون‌داده‌ها نشان دهنده تاثیرگذاری عوامل محیطی بر سیستم سیاسی است. ورودی‌ها شامل تقاضاها و حمایت‌ها است.

تقاضاها:
تقاضاها بیان کننده چگونگی تاثیرگذاری محیط بر سیستم است. این مطالبات می‌تواند از محیط درون اجتماعی و برون اجتماعی ناشی شود. مطالبات برون‌مرزی از جوامع دیگر نشات می‌گیرد و مطالبات درون‌مرزی از خواسته‌ها و عقاید همان جامعه است.

مطالبات در قالب اعمال فشار بر سیستم سیاسی عمل می‌کند.
در 2 وضعیت مطالبات به فشار تبدیل می‌شود:

1-
عدم ارضای مطالبات
2-
بار اضافی مطالبات به نحوی که ساختار شکنانه و بیش از ظرفیت سیستم سیاسی باشد.
حمایت‌ها:
حمایت‌ها یکی از اجزای مهم ورودی سیستم سیاسی است. حمایت‌ها عامل اصلی در تداوم و بقای یک سیستم سیاسی است.

حمایت‌ها، یا دارای جنبه رفتاری هستند مانند حمایت از تصمیمات دادگاه، رای دادن به کاندیداها، پرداختن مالیات و پیوستن به نیروهای مسلح، یا دارای جنبه گرایشی و نگرشی، یعنی یک چارچوب ذهنی حمایتی است. وضعیتی است که در قالب مجموعه‌ای از تمایلات یا آمادگی روانی برای حمایت و اقدام به نفع یک فرد یا سیستم اطلاق می‌شود.

شاخص‌های کاهش حمایت از یک سیستم سیاسی: افزایش مخالفت با سیستم سیاسی، شکل‌گیری ایدئولوژی‌ها یا جنبش‌ها یا گروه جدید مخالفت، تغییر رفتار اپوزیسیون از تاکتیک مسالمت‌آمیز به خشونت‌بار.

خروجی‌ها
خروجی‌ها نشان‌دهنده تاثیر سیستم سیاسی بر محیط اطراف و بر اعضای خود و کانال‌هایی برای کسب حمایت از محیط می‌باشد.

اصلی‌ترین کارکرد خروجی‌ها: تطبیق با محیط.
قالب‌های سه‌گانه کسب حمایت از طریق برون‌داده‌ها:

1- اتخاذ خروجی‌های مناسب و خط مشی‌ها و سیاست‌گذاری‌های مقتضی؛ به منظور پاسخگویی به مطالبات رفاه اقتصادی، فرصت‌های آموزشی، اجتماعی و سیاسی
2- استفاده از نیروی اجبار؛ واکنشی در قبال کاهش حمایت می‌باشد. در این قالب با اعمال مجازات و سیاست‌های تنبیهی، فردی که سیستم را حمایت نمی‌کند، وادار به حمایت می‌شود.

3- ایجاد باورهای درونی در شهروندان نسبت به حقانیت سیستم و برانگیختن احترام درونی و آمادگی روانی آنان به حمایت از سیستم.

بازخوردها و فیدبک‌ها
بازخوردها از تاثیرگذاری خروجی‌ها بر ورودی‌ها حکایت می‌کند.

فیدبک یا بازخورد به صورت مثبت یا منفی به مثابه ورودی جدیدی در چرخه کار وارد می‌شود و سیستم را تقویت مضاعف یا تضعیف مضاعف می‌کند.
بازخوردها اطلاعات بازگشتی از وضعیت سیستم و پیامدهای ناشی از کنش‌های تنظیم کننده یا تطبیق دهنده می‌باشد.

تحلیل سیستمی به دلیل آنکه می‌تواند اطلاعات پراکنده زیادی را گرد هم آورد و ارتباط معقولی بین متغیرهای پراکنده و متکثر برقرار کند از ظرفیت توضیح‌دهندگی زیادی برخوردار است.

کاربرد نظریه سیستم‌ها در تاثیرات انقلاب اسلامی
یکی از چارچوب‌های نظری که می‌تواند در چرایی و چیستی تاثیرات انقلاب اسلامی ایران بر سایر کشورها، جنبش‌ها و مناطق، کارآمد باشد، نظریه و تحلیل سیستمی است.

تحلیل سیستمی با توجه به کل‌نگری خود می‌تواند به اجزای فراوان و اطلاعات بی‌شمار در باب تاثیرات انقلاب اسلامی ایران بر 57 کشور اسلامی و مسلمانان در دیگر کشورها معنا بخشی داشته باشد. یعنی می‌تواند این اجزای پراکنده و به ظاهر غیرمرتبط را به هم مرتبط سازد. و از آن‌ها یک مجموعه واحد تدوین کند که اجزای آن با یکدیگر تعاملات مستمر دارند. همچنین می‌تواند فرصت مقایسه تاثیرات انقلاب بر کشورهای گوناگون را فراهم کند و از خلال این مقایسه‌ها، بر فهم عمیق‌تر و همه‌جانبه‌‌تر این تاثیرات بیفزاید.

انقلاب اسلامی ایران
وقوع انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 (1979) در یکی از کشورهای خاورمیانه تحولی بنیادین ایجاد کرد و این سئوال مطرح شد که آیا تحول در این سیستم سیاسی به عنوان جزئی از سیستم منطقه‌ای و بین‌المللی بر سایر اجزا اثرگذار خواهد بود؟

به طور کلی هرگونه تحول در محیط بیرون اجتماعی و برون‌مرزی مانند ظهور جنبش سیاسی یا تغییرات تکنولوژیک و یا وقوع یک انقلاب می‌تواند فشارهایی را بر سیستم‌های سیاسی همجوار وارد کند.

سیستم سیاسی مورد بحث
دومین نکته در تطبیق نظریه سیستم‌ها، بررسی وضعیت کشور یا سیستم سیاسی مورد بحث مثل عراق، عربستان و لبنان است. اصل بنیادین و مفروض نظریه سیستمی آن است که حفظ تعادل و بقا مهمترین هدف هر سیستم سیاسی است و تمامی تعاملات، سیاست‌گذاری‌ها و اقدامات در جهت این هدف می‌باشد. بنابراین طبیعی است که سیستم‌های سیاسی مورد بحث حداکثر تلاش خود را در جهت بازسازی تعادل خدشه‌دارشده خود توسط انقلاب اسلامی ایران انجام دهند و بکوشند تا با اتخاذ خروجی‌های مناسب به ورودها و فشارهای وارد از محیط بیرونی و انقلاب اسلامی ایران پاسخ مناسب دهند و حیات خود را تضمین کنند.

فرضیه فرعی این بخش آن است که انقلاب اسلامی ایران به 2 صورت بر سیستم سیاسی موردی اثرگذاری داشته است:
1- انقلاب اسلامی ایران بر خود سیستم سیاسی مورد بحث اثرگذاری داشته.

2- انقلاب اسلامی ایران بر محیط بیرونی سیستم سیاسی مورد بحث اثرگذاری داشته است.
به منظور سنجش و عینی کردن این تغییرات باید وضعیت سیستم سیاسی موردی را در 2 حالت و زمان از یکدیگر متمایز کرد:

1- سیستم سیاسی موردی (مثلاً عربستان) قبل از انقلاب اسلامی ایران
2- سیستم سیاسی موردی (مثلاً عربستان) بعد از وقوع انقلاب اسلامی ایران و بررسی تاثیر آن بر سیستم موردی

بررسی ورودی‌ها یا درون‌داده‌های سیستم سیاسی مورد بحث
ورودی‌ها، جامعه و مردم سیستم سیاسی موردی است.

فرضیه فرعی این محور آن است که انقلاب اسلامی ایران بر خود سیستم و محیط درون سیستمی تاثیر گذاشته است و موجب تغییراتی در مطالبات (تقاضاها و حمایت‌های) مردم از سیستم سیاسی کشورشان شده است.
تاثیر بر تقاضاها و مطالبات مردم از سیستم:

انقلاب اسلامی ایران موجب بروز تقاضاهای جدیدی در سیستم سیاسی شده است. به دلیل ماهیت غالب و فرهنگی انقلاب اسلامی ایران، این انقلاب عمدتاً بر سیستم فرهنگی کشورها اثرگذاری کرده و جنس مطالبات، جدید و فرهنگی است. مثل تحول در پوشش زنان، حضور در مساجد، مطالبات در تغییر سایت‌ها و عملکردهای داخلی و خارجی، تاسیس انواع سازمان‌ها و تقاضا برای مشارکت بیشتر.
تاثیر بر کاهش حمایت‌ها از سیستم‌ها:

انقلاب اسلامی ایران با ایجاد مدل جدیدی از مردم‌سالاری دینی و مخالفت با قدرت‌های ستمگر و استعمارگر، سبک جدیدی از مشروعیت مبتنی بر جنبه‌های دینی ایجاد کرد و این امر موجب تزلزل پایه‌های مشروعیتی و کاهش حمایت مردم از سیستم‌های سیاسی کشورشان شده است.
جلوه‌های رفتاری کاهش حمایت از سیستم‌ها:

1-
افزایش مخالفت‌ها با سیستم سیاسی موردی
2-
شکل‌گیری و تاسیس گروه‌ها، سازمان‌های تندرو و انقلابی
3-
تاکتیک رهبران و سازمان‌هایی که از قبل به شکل محافظه‌کارانه به شیوه برخورد انقلابی توام با خشونت، تحول یافته‌اند
4-
افزایش تعداد دفعات تظاهرات ضد دولتی و یا افزایش شمار شرکت‌کنندگان
5-
خدشه‌دار شدن مشروعیت ذهنی سیستم سیاسی در نزد مردم

بررسی خروجی‌ها و برون‌داده‌های درونی سیستم سیاسی (در سیاست داخلی)
پیش‌بینی پدیده‌ها و رفتارها در علوم انسانی از جمله تاثیرگذاری انقلاب اسلامی در وضعیت عادی موجب شد که سیاست‌گذاران اقداماتی در جهت عدم تحقق این تاثیرگذاری‌ها اقدام کند و در خروجی‌های درونی و بیرونی نظام سیاسی این کشورها تغییر ایجاد کند.

سیاست‌هایی که دولت‌های منطقه در قبال موج اسلام‌گرایی و گرایش به انقلاب اسلامی اتخاذ کردند:
1-
تبلیغات منفی علیه انقلاب اسلامی یا جمهوری اسلامی ایران
2-
افزایش به کارگیری زور و سرکوب علیه مردم خود
3-
اتخاذ سازوکارهای رفاهی و روش تطمیع

بررسی خروجی‌ها و برون‌داده‌های برون سیستم سیاسی (در سیاست خارجی)
تاثیر انقلاب اسلامی بر محیط اجتماعی یک سیستم سیاسی موجب تغییراتی در حمایت‌ها و تقاضاهای منطقه‌ای و بین‌المللی از یک سیستم سیاسی خاص شده است.

مثلاً افزایش حمایت آمریکا از سیستم سیاسی عربستان یا عراق به منظور جلوگیری از فروپاشی و تغییر بنیادین آن سیستم‌ها، نمونه‌ای از حمایت‌های بین‌المللی از یک سیستم سیاسی متاثر از وقوع انقلاب اسلامی ایران است. و یا تشکیل شورای همکاری خلیج فارس

تاثیر انقلاب اسلامی ایران بر عربستان سعودی
بررسی تاثیر انقلاب ایران بر عربستان:

1- وضعیت عربستان قبل از انقلاب و بعد از انقلاب باید بررسی شود. مجموعه مقالات درونی سیستم عربستان با قبایل و... و با سیستم‌های جمعیتی و اقتصادی و... و نیز تعاملات خارجی آن با کشورهای همسایه و قدرت‌های فرامنطقه‌ای شرح داده می‌شود.
2- افزایش مطالبات و جنس متفاوت تقاضاها و تحول کمی و کیفی در مطالبات مردم عربستان از سیستم سیاسی بخشی از تاثیر انقلاب بر عربستان است. مثل تحول در پوشش زنان و مردان، شورش العتیبی در مسجدالحرام و مطالبه برقراری حکومت اسلامی و اجرای قوانین اسلامی و شورش شیعیان در منطقه قطیف و بخش شرقی و طرح مطالبات برگزاری عزاداری در محرم.

3- کاهش حمایت مردم از سیستم سیاسی عربستان. مثل: شورش العتیبی در مسجدالحرام و شورش شیعیان در منطقه قطیف و شعارهای ضد سلطنتی دانشگاهیان، شکل‌گیری نووهابیون نقد جدی رژیم عربستان و ایجاد سازمان انقلاب اسلامی.
4- خروجی‌های درونی دولت عربستان (سیاست داخلی): رفتار عربستان در قبال مردم خود قبل و بعد از وقوع انقلاب ایران دچار تحول کمی و کیفی شد. مثل: رعایت بیشتر شعائر اسلامی، تعطیلی مساجد شیعیان، اخراج افسران شیعی از ارتش و استفاده از عنوان خادم‌الحرمین به جای عنوان پادشاهی برای کسب مشروعیت.

5- خروجی‌های برونی دولت عربستان (سیاست خارجی): با وقوع انقلاب اسلامی ایران، ایران از پیمان سنتو خارج شد و با خارج شدن ایران از زمره اقمار آمریکا و برهم خوردن توازن استراتژیک قوا، تغییرات مهمی در محیط بیرونی سیستم سیاسی عربستان ایجاد شد. در این وضعیت جهان غرب به رهبری آمریکا حمایت‌های خود را از سیستم‌های سیاسی مقابله با ایران افزابش داد. مثل: ایجاد سازمان رابطه‌ العالم ‌الاسلامی، جهت اشاعه اسلام محافظه‌کار، تقویت و انتشار اسلام وهابی، راه‌اندازی شورای همکاری خلیج فارس، حمایت از عراق در جنگ با ایران و راه‌اندازی جنگ تبلیغاتی علیه ایران، شیعه و انقلاب اسلامی ایران.

تاثیرات انقلاب اسلامی ایران بر عراق
1- ابتدا باید به وضعیت سیستم سیاسی عراق و تعاملات درون سیستمی (سیاست داخلی) و برون سیستمی (سیاست خارجی) تا قبل از انقلاب پرداخت. بایستی وضعیت شیعیان، کردها و سنی‌ها و نیز تعاملات عراق در سیاست خارجی با ابرقدرت‌ها و دولت‌های عربی و ایران توضیح داده شود.

2- تاثیرات انقلاب اسلامی ایران بر تعاملات درون سیستمی عراق: انقلاب اسلامی ایران تاثیراتی بر ورودی‌های سیستم سیاسی عراق در قالب افزایش مطالبات و متفاوت شدن جنس مطالبات مردم از دولت و کاهش حمایت مردم از سیستم داشته است.
انقلاب اسلامی ایران با داعیه اسلامیت نظام، مشروعیت ایدئولوژی و اندیشه سیاسی سیستم سیاسی بعث عراق با دستمایه‌ای از سوسیالیسم، پان‌عربیسم و سکولاریسم را زیر سئوال برد و موجب کاهش مشروعیت آن شد.
مثال: شکل‌گیری گروه‌ها و سازمان‌های انقلابی و رادیکال شدن گروه‌ها و سازمان‌های محافظه‌کار
3- تاثیرات انقلاب اسلامی ایران بر خروجی‌های سیستم درونی عراق: افزایش استفاده از زور و سرکوب و اعدام و زندانی کردن و محرومیت‌های اجتماعی و بهره‌گیری از سازوکار تطمیع و بهبود وضعیت رفاهی از جمله سیاست‌های رژیم عراق برای خنثی‌سازی فشارهای وارده از طرف ایران بر سیستم بود.

4- تاثیرات انقلاب اسلامی ایران بر تعاملات برون‌سیستمی عراق: با وقوع انقلاب اسلامی ایران، ایران از پیمان سنتو خارج شد و با خارج شدن ایران از زمره اقمار آمریکا توازن استراتژیک قوا برهم می‌خورد. انتشار غیرارادی پیام‌های انقلاب و سیاست‌های ایران در جهت صدور ارزش‌ها و مفاهیم، موجی از نگرانی را متوجه سیستم‌های سیاسی منطقه مثل عراق و قدرت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی کرد. در این راستا عراق که قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران از متحدان شوروی بود، سعی در تقویت روابط خود با کشورهای منطقه و قدرت‌های غربی به منظور مقابله با ایران کرد.
5- اوج تحول در خروجی‌های سیستم عراق در سیاست خارجی، حمله نظامی به ایران بود. این اقدام همگام با قدرت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی به منظور خنثی کردن گسترش امواج انقلاب اسلامی ایران بود. (قاعده تکراری در همه انقلاب‌های بزرگ)

چارچوب نگرش سیاسی در تحلیل تاثیرات منطقه‌ای انقلاب اسلامی ایران
انقلاب اسلامی ایران یک انقلاب بزرگ و دارای پیامدهای درازمدت و کوتاه‌مدت در منطقه خاورمیانه بوده است. اسلامی بودن این انقلاب موجب شد به دلیل افول ایدئولوژی‌های ناسیونالیسم، سوسیالیسم و لیبرالیسم و در دسترس بودن اسلام برای توده‌های مسلمانان کشورهای مختلف و به دلیل مقبولیت و شروعیت اسلام، این انقلاب مورد توجه مسلمانان قرار گیرد.

فرضیه این پژوهش: با رهیافت روانشناسی و نگرش سیاسی می‌توان چیستی این تاثیرات را توصیف و تجزیه و تحلیل کرد.

مدل نظری و الگوی تحلیل
چارچوب نگرش سیاسی و اجزای درونی آن به عنوان سبدهای خالی، الگوی نظری تجزیه و تحلیل تاثیرات انقلاب اسلامی ایران بر جنبش‌ها و کشورها و مناطق تحت تاثیر می‌باشد.

نگرش به روش نسبتاً پایدار در فکر، احساس و رفتار نسبت به افراد گروه‌ها، موضوعات اجتماعی و یا هرگونه حادثه‌ای در محیط داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی اطلاق می‌شود.
اجزای نگرش‌ها:
1-  شناختی (ذهنی)، 2- عاطفی (عقل)، 3- رفتاری (اعضا و جوارح)
ابعاد نگرش‌ها:

1- شدت یا ضعف: هریک از اجزای شناختی، عاطفی یا رفتاری ممکن است کاملاً مثبت یا کاملاً منفی باشد.
2- پیچیدگی یا سادگی: هریک از اجزا ممکن است ساده یا متکثر یا پیچیده باشد.

عوامل چهارگانه نیازها، اطلاعات، تاثیرات گروهی و فرقه‌ای و شخصیتی، نگرش‌ها را می‌سازند.
قالب‌های کلی الگوی تحلیل بر مبنای محتوای نگرش سیاسی:

1-
چیستی نگرش سیاسی حکومت کنندگان در قبال انقلاب اسلامی ایران
2-
سازوکارها و مکانیسم‌های روانی و دفاعی آنان در قبال انقلاب اسلامی ایران
3-
نگرش حکومت شوندگان به انقلاب اسلامی ایران

نگرش سیاسی حکومت کنندگان در قبال انقلاب اسلامی ایران

چیستی نگرش سیاسی حکومت کنندگان
واکنش زمامداران کشورهای منطقه در قبال انقلاب اسلامی ایران از حیث روانشناسی را می‌توان در محورهای زیر بررسی کرد:

1- الگوی همورزی روانی: این الگو بیان می‌کند که همواره در تعاملات متقابل کشورها، عمل و عکس‌العمل وجود دارد. اول آنکه از عمل یک کشور (مثلاً ایران)، ادراکی از سوی کشور دیگری (عربستان) رخ می‌دهد. دوم، این ادراک می‌تواند خصمانه (بدبینانه) و یا دوستانه (خوش‌بینانه) باشد. سوم، این ادراک می‌تواند درست (مطابق با نیت عامل) باشد یا نادرست صورت گیرد. چهارم، بر مبنای ادراک خوش‌بینانه و بدبینانه از عمل فرد یا دولت، عکس‌العمل طرف دیگر تنظیم می‌شود.
هرچه ادراک با بدبینی بیشتری توام باشد، تحریف ادراک بیشتری رخ می‌دهد و در نتیجه عکس‌العمل خصمانه و شدت واکنش بیشتری از سوی طرف دیگر بروز خواهد کرد. این چرخه بدبینانه می‌تواند در دور بعدی و فیدبک منفی شتاب بیشتری پیدا کند تا به یک برخورد نظامی و به یک بحران جدی تبدیل شود.

در جریان وقوع انقلاب اسلامی ایران، اظهارات مقامات غیر مسئول ایرانی مبنی بر تعریف صدور انقلاب به معنای اشغال نظامی و بازپس‌گیری بحرین و غیره و همچنین نگرش بدبینانه حکومت کنندگان منطقه‌ای و فقدان پشتوانه مشروعیت و مقبولیت آنان موجب شد که ادراک درستی از منظور و مفهوم صدور انقلاب اسلامی صورت نگیرد و واکنش خصمانه کشورهای منطقه در قبال ایران و انقلاب معنا یابد و سازمان‌هایی از نوع شورای همکاری خلیج فارس و سپر جزیره برای مقابله با ایران ایجاد شود.
2- تصور تهدید و واقعیت تهدیدآمیز بودن ایران: ایران تهدیدی واقعی برای کشورهای منطقه و بین‌الملل در شکل نظامی و فیزیکی نبود، اما بر اثر درک بدبینانه و سوءتفاهم ناشی از اظهارات مقامات غیر رسمی، ایران را در قالب یک تهدید بالقوه یا بالفعل ارزیابی کردند. بنابراین بر مبنای یک تصور از واقعیت ایران و نه بر مبنای تهدید واقعی ایران، نگرش و رفتار خود را تنظیم کردند.

منظور از صدور انقلاب منطبق با تصورات رهبران ایران، صدور مسالمت‌آمیز انقلاب اسلامی به 3 شیوه اول، حمایت معنوی و غیر نظامی از جنبش‌های اسلامی، دوم، الگوپردازی و ارائه دولت سرمشق از جمهوری اسلامی و سوم، ابزارهای تبلیغاتی است.
3- کشورهای فرامنطقه‌ای مانند آمریکا در راستای کسب منافع خود این احساس روانی کاذب ناامنی از ایران را در اعراب منطقه تشدید می‌کنند. تصور تهدید ایران به مراتب بالاتر از واقعیت تهدید ایران بوده است. درواقع ایران برای کشورهای منطقه به عنوان یک مترسک روانی تشبیه شده است که با ترساندن اعراب از آن، آمریکا می‌کوشد اعراب منطقه را به خود وابسته‌تر کند.

4- بی‌اعتمادی روانی به آمریکائیان: پدیده دیگری که بعد از وقوع انقلاب اسلامی ایران در بین حکومت‌کنندگان متکی به آمریکا رخ داد، زوال اعتماد حاکمان عرب منطقه به آمریکا بود. قضایایی مانند سقوط محمدرضا پهلوی و سرنگونی هواپیماهای امریکایی در صحرای طبس، این احساس روانی تغییر نگرش سیاسی در قبال آمریکا را در کشورهای منطقه ایجاد کرد که نمی‌توان با پشتیبانی آمریکا به حیات خود ادامه داد و باید بر توانایی‌های منطقه‌ای خود تکیه کرد.

رفتار سیاسی و سازوکارهای روانی حکومت‌کنندگان در قبال انقلاب اسلامی
سازوکارهایی که حکومت کنندگان برای مقابله با بحران ناامنی روانی از ایران و برای غلبه بر اضطراب ناشی از آن به کار گرفتند:

1- خودی و غیرخودی و هویتی کردن انقلاب اسلامی ایران: یکی از سازوکارهای دفاعی سیاستمداران برای تسلای روانی خود و برای کاهش تاثیرگذاری آن بر مردم خود، غیریتی کردن انقلاب اسلامی ایران بوده است. به اشکال زیر:
اول، شیعه و سنی کردن. دوم، فارسی و عجمی کردن. سوم، ایرانی کردن. چهارم، جنگ ایران و عراق: ایران به عنوان کشور جنگ‌طلب و عامل استمرار جنگ معرفی شد. پنجم، نام خلیج فارس. ششم، مسئله جزایر سه‌گانه. هفتم، مسئله جهان اسلام و جهان عرب.

2- همرنگی و رشد تمایلات به در جمع بودن: یکی از سازوکارهای روانی برای غلبه بر اضطراب و احساس ناامنی، اجتماع آنان در قالب تشکیل شورای همکاری خلیج فارس است.
3- تاکتیک مهرطلبی: یکی دیگر از سازوکارها وابستگی بیشتر به قدرت‌های غربی به ویژه آمریکاست.

4- جابجایی در دشمن مشترک اعراب: یکی دیگر از سازوکارها تحول در مصداق دشمن مشترک آنان است. اعراب تا قبل از انقلاب اسلامی ایران، دشمن خود را اعراب تلقی می‌کردند اما با وقوع انقلاب اسلامی ایران و ضعف ساختاری مشروعیت خود در میان مردم خود، دشمنی با اسرائیل را رها کردند و ایران را به عنوان دشمن خود معرفی کردند.
5- تعکیس روانی: حکومت کنندگان منطقه برای تحکیم بحران ناامنی خود، به خریدهای تسلیحاتی اقدام کرده‌اند و با افزایش خریدهای نظامی به یکی از بزرگترین سفارش‌دهندگان و خریداران سلاح در دنیا تبدیل شده‌اند. اما با توجه به کاهش کارآمدی این سلاح‌ها با مرور زمان باید با خرید سلاح‌های جدید، آن‌ها را جایگزین سلاح‌های قدیمی کنند، این امر آنان را با تعکیس روانی و ناامنی مضاعف مواجه کرده است. یعنی به جای رفع ناامنی این ناامنی را تشدید کرده است.

6- برون‌فکنی یا فرافکنی: یکی از سازوکارهای روانی جکومت‌کنندگان در قبال ناآرامی‌های سیاسی و اجتماعی جوامع خود، این بوده که علت این ناآرامی‌ها را به دولت ایران منتسب کنند.
7- تظاهر به دین داری: تظاهرات دینی حکومت‌کنندگان از جمله سازوکارهای روانی برای تامین مشروعیت در اذهان حکومت شوندگان است. مثال: انتخاب خادم‌الحرمین. پیش داوری: اظهار علنی بدبینی حکومت کنندگان به شیعیان و اطلاق ستون پنجم به ایرانیان.

8- طرح اسلام رقیب انقلاب اسلامی: بعد از وقوع انقلاب اسلامی، رگ خفته اسلام وهابی بیدار و تحریک شد و بخش‌هایی از اسلام‌گرایان رادیکال را جذب کردند.
9- ایران هراسی، شیعه هراسی و اسلام هراسی: یکی دیگر از تاکتیک‌های روانی جهت مهار انقلاب اسلامی تمسک به ترس واهی و موهوم از ایران، شیعیان و مسلمانان است.

محور نگرش حکومت شوندگان
نگرش عمومی و فراگیر

انقلاب اسلامی ایران هم بر شیعیان، هم بر اهل سنت و هم مشترکاً بر شیعه و سنی تاثیر داشته است. این تاثیرات سه‌گانه در این بخش توضیح داده می‌شود.
تاثیرپذیری مشترک در شیعه و سنی:

انقلاب ایران خود در انقلابی اسلامی نه صرفاً شیعی توانست انگیزه مذهبی نیرومندی را زنده کند و در کشورهای عربی جذابیت پیدا کند، زیرا صدای مستضعفین را می‌دانست و با سرنگونی شاه، بستن سفارت اسرائیل، حمایت از آرمان فلسطین و اندیشه اسلامی‌اش، جاذبه زیادی کسب کرد.
یکی از ویژگی‌های این تاثیرات، تاثیرات رفلکسی و عاطفی‌گونه است. این تاثیرپذیری مقطعی و ناپایدار و احساسی را نمی‌توان به مثابه نگرش یا تغییر نگرش در نظر گرفت.

اما انقلاب اسلامی ایران، تاثیرات پایداری نیز در مسلمانان ایجاد کرده که نشانگر تغییرات نگرشی است.
1- امیدواری فراگیر و میل به تغییر: وقوع انقلاب اسلامی ایران با آموزه‌های اسلامی و یک ایدئولوژی بومی، امیدواری اولیه و فراگیر را در مسلمانان شیعه و سنی ایجاد کرد، مثل اخوان‌المسلمین مصر.

- شکستن پرستیژ کاذب آمریکا و بت ابر قدرتی توانا بر همه کارها.
- احساس غرور و سربلندی در همه مسلمانان و جبران احساس حقارت خود. مانند پیروزی ژاپن بر روسیه.

2- دوره جدید اعتماد به نفس و عصر احیای اسلام: راینهارد شولز، انقلاب اسلامی ایران را نشانه‌ای سمبلیک از این واقعیت می‌داند که قرن پانزدهم قرن احیا و نقش‌آفرینی اسلام خواهد بود.
- اخذ ایده شهادت طلبی و نترسیدن از مرگ در شیعه و سپس سنی‌ها

- الهام‌پذیری از ایده تعامل دین و سیاست و یا عینیت دین و سیاست و امکان تاسیس یک نظام سیاسی بر مبنای تعالیم دینی.

تاثیرات نگرشی ماندگار بر سنی‌مذهبان
فرضیه اساسی این بخش: تاثیرات انقلاب اسلامی ایران بر جنبش‌ها و مسلمانان سنی، از نوع تاثیرات غیرمستقیم بوده است.

در باب چرایی این تاثیرات غیر مستقیم می‌توان چنین فرضیه‌ای ارائه داد که ابتدا آنان تاثیرپذیری مستقیم داشتند، اما 1- بعد از وقوع حوادث، 2- انجام اقدامات مهندسی شده حکومت‌گران، 3- محذورات عملی سیاستمداران ایرانی، 4- نومیدی ثانویه یا کمرنگ شدن امیدواری‌های اولیه و 5- بعد از تحقق پروژه ایران‌هراسی، این تاثیرپذیری غیرمستقیم و به نوعی بومی‌سازی پیام‌های انقلاب اسلامی شده است.

تاثیرات خاص انقلاب اسلامی بر شیعیان
دوره و زمان اول (
t1 ):
1- کسب اعتماد به نفس: انقلاب اسلامی در شیعیان جهان روحیه خودباوری و اعتماد به نفس ایجاد کرد.
2- فخر و افتخار ورزیدن به شیعه بودن: وقوع انقلاب اسلامی باعث احساس عزت و قدرت در شیعیان و تبدیل آن‌ها به عنصری تاثیرگذار در تحولات و بیداری منطقه‌ای شد.

3- ارتقای منزلت شیعیان نزد سایر مذاهب: انقلاب اسلامی ایران که بر اساس آموزه‌های اسلام شیعی و مرجعیت شیعه و در کشوری شیعی رخ داده بود، منزلت آنان را در چشم جهانیان و سایر مذاهب ارتقا داد.
4- تحکیم هویت شیعی: انقلاب اسلامی، خود شیعیِ آنان را استوار ساخت. هرچند آموزه‌های انقلاب بر اسلامیت تاکید داشت.

5- احساس برخورداری از حمایت یک دولت مقتدر شیعی: با پیروزی ایران، شیعیان دیگر احساس کردند، حکومت شیعی به قدرت رسیده از آنان در جهت رسیدن به مطالباتشان حمایت می‌کند.
6- کنار گذاشتن تقیه و احتیاط‌کاری‌های متعارف و ابراز وجود کردن در شکل‌های گوناگون.

دوره و زمان دوم (
t2 ):
1- بعد از پایان جنگ عراق علیه ایران: ایران به نوعی روابط خود را با دولت‌های اسلامی و عربی بهبود بخشید و در محذورات دوجانبه سیاست عملی، به ناچار حمایت خود را از شیعیان انقلابی کاهش یا حذف کرد. از این جهت شیعیان دچار سرخوردگی روانی از انقلاب اسلامی ایران شدند.

2- درک محذورات سیاست خارجی ایران: بینش سیاسی شیعیان عربستان و بحرین به آنان این امکان را می‌دهد تا بتوانند وضعیت ایران را درک کنند.

نظریه مبادله هومنز و تاثیرات انقلاب اسلامی ایران بر جنبش‌های اسلامی
انقلاب اسلامی ایران و اندیشه‌های سیاسی امام خمینی برای اسلام‌گرایان کشورهای اسلامی به منزله کالایی فرهنگی بوده است.

نظریه هومنز و الگوی مبادله‌ای آن ملهم از جامعه شناسی رفتاری و انتخاب عقلایی یکی از چارچوب‌های نظری ممکن برای توضیح چرایی تاثیرگذاری انقلاب اسلامی ایران بر جنبش‌های اسلامی است.
فرضیه این بخش: اندیشه امام خمینی و تجسد و تجسم عینی آن در انقلاب اسلامی ایران به دلیل موفقیت در ایران، تاکید بر ارزشمندی رهایی فلسطین و بهره‌گیری از اسلام به مثابه عامل محرک و آزادسازی و راه حل نهایی، بر جنبش‌های ضدصهیونیستی حزب‌الله لبنان و جهاد اسلامی فلسطین تاثیرات ماندگاری داشته است.

چارچوب نظری
هدف چارچوب نظری هومنز: بیان الگوهایی که بتواند به کمک آن‌ها به تعمیم‌هایی در رفتارها دست بزند. برای این کار یک‌‌سری قضایایی طراحی می‌کند نظیر ارزشمندی، موفقیت و محرک. و از این طریق به تبیین و تحلیل رفتار گروه‌ها و جریانات اجتماعی و سیاسی می‌پردازد. این کار با رهیافتی میان‌رشته‌ای و ترکیب روانشناسی رفتارگرا و جامعه‌شناسی انجام می‌شود.

نظر هومنز رویکرد کارکرد گرایانه و ساخت گرایانه نمی‌تواند تاثیرات متقابل جریان‌های متقابل سیاسی و اجتماعی را به خوبی نشان دهد، زیرا برای فهم این تاثیرات متقابل، مفاهیمی لازم است که فهم روابط متقابل میان کنشگران را امکان‌پذیر سازد و این مفاهیم در نظریه‌های ساخت‌گرا وجود ندارد.
نطریه مبادله هومنز، از سنت فلسفی آمریکایی که تاکید بر رفتار فرد دارد، متاثر بوده است.

هومنز نظریه تبادل خود را در کتاب "رفتار اجتماعی: اشکال اولیه اجتماعی
" مطرح ساخته است.
هومنز در تبیین رابطه علت و معلولی و اینکه چرا یک واقعیت اجتماعی علت یک واقعیت دیگر اجتماعی است، بر ماهیت روان شناختی این رابطه تاکید می‌کند.

به نظر هومنز، رفتار، واسطه پدیده‌های اجتماعی است. بنابراین نقطه آغازین تحلیل، رفتار است نه پدیده‌های اجتماعی.
نظریه مبادله هومنز مهمترین نظریه جامعه‌شناسی است که بر روان‌شناسی رفتارگرا متکی است و به جامعه‌شناسی رفتارگرا معروف شده است. و در آن به رابطه میان تاثیرات رفتار کنشگر بر محیط و اثر آن بر رفتار کنشگر بعدی می‌پردازد.

نظریه هومنز با یادگیری اجتماعی پیوند می‌خورد و بر شرطی‌سازی فعال مبتنی است. یعنی فرآیندی از یادگیری که از طریق آن پیامدهای رفتار برای تغییر و اصلاح آن رفتار به کار گرفته می‌شود.
نظریه هومنز بر خلاف سایر نظریه‌های جامعه شناختی به جای تاکید بر ساختار، بر کارگزار تاکید می‌کند.

هومنز تصریح می‌کند که از اسکینر تاثیر پذیرفته. او در مثال کبوترهای اسکینر که در قفس قرار داشتند، تصریح می‌کند که کبوترها رابطه مبادله‌ای یک‌سویه دارند درحالیکه مبادلات انسانی دست‌کم دوسویه‌اند.
در نظریه هومنز محرک، اجتماعی و محیط نقش اساسی در بروز رفتار ایفا می‌کنند.

قضایا و گزاره‌های بنیادی
قضیه موفقیت:
این گزاره بیان می‌کند که هر چقدر فردی به دفعات بیشتری برای رفتار خاصی پاداش بگیرد، احتمال تکرار و انجام آن رفتار از سوی فرد بیشتر می‌شود.
رفتار مطابق با گزاره موفقیت شامل 3 مرحله است:

1-
رفتار مشخص،
2-
پاداش داده شده به آن رفتار به عنوان نتیجه،
3- ت
کرار کنش اولیه یا دست‌کم رفتاری مشابه در برخی جنبه‌ها.
قضیه محرک:
بنا به اقتضای رفتارگرایی نظریه هومنز، رفتار هر فرد به محرک‌های بیرونی و اجتماعی و تعاملی پیوند می‌خورد.
در قضیه محرک نیز فرآیند تعمیم یا تمایل فرد به گسترش رفتار به وضعیت‌های مشابه را مطرح می‌شود.

قضیه ارزش یا ارزشمند بودن نتایج رفتار:
هر چقدر مردم نتیجه یا نتایج رفتارشان را بر مبنای نظام ترجیحات و اولویت‌های خود، ارزشمندتر بدانند، احتمال بیشتری دارد که آن رفتار را تکرار کنند. بین ارزش و تکرار عمل رابطه برقرار می‌شود.
در اینجا هومنز مفاهیم پاداش و تنبیه را معرفی می‌کند.
پاداش: رفتاری با ارزش مثبت. نفس پاداش مترتب بر رفتار یا پاداش بیشتر به احتمال زیاد موجب تکرار رفتار یا انجام رفتار مطلوب‌تری می‌شود.

تنبیه: رفتاری با ارزش منفی. موجب می‌شود که کنشگر این رفتار نامطلوب را ترک کند و یا تکرار نکند.
در اینجا هومنز 2 گزاره فرعی مطرح می‌کند:

1- هنگامی که مردم پاداش‌های مورد انتظار را برای اعمالشان دریافت نکنند یا تنبیه پیش‌بینی نشده‌ای بشوند، عصبانی می‌شوند و احتمال بیشتری دارد که پرخاشگرانه عمل کنند و نتیجه چنین رفتار پرخاشگرانه‌ای را ارزشمندتر ارزیابی کنند.
2- هنگامی که مردم پاداش مورد انتظار دریافتی را بیش از حد انتظار دریافت کنند، احساس رضایت بیشتری خواهند کرد و احتمال تکرار آن بیشتر خواهد شد.

قضیه عقلانیت:
وجه غالب نظریه هومنز، انتخاب عقلایی است هرچند گزاره‌های اولیه وی متکی بر رفتارگرایی بوده است.
کنشگران مطابق با قضیه عقلانیت می‌کوشند تا مطلوبیت، ترجیحات یا ارزش‌های خود را بیشینه سازند. مردم از میان بدیل‌هایی که در دسترس دارند، می‌کوشند گزینه‌ای را برگزینند که پاداش بیشتری در بر داشته باشد.

اگر کنشگران تصور کنند که احتمال به دست آوردن پاداش برایشان وجود ندارد، این گزینه‌ها و رفتارها، بی‌ارزش می‌شود. در اینجا معیار "احتمال دست‌یابی
" به میان می‌آید و پاداش با ارزش کمتر، اگر در ارزیابی به دست آوردنی‌تر شود، باارزش‌تر می‌شود.
الزامات نهادهای اجتماعی:
ریترز منبع الزام بر رفتار فردی از سوی نهادهای اجتماعی را نیز بر عناصر هومنز اضافه می‌کند. چنین الزامی در سرتاسر جهان حیات رخ می‌دهد. از طریق مدارس و قواعد آن‌ها، از طریق سیاست‌های سازمان‌های استخدامی و قوانین جامعه این الزامات آشکار می‌شود. همه اینها در محدود کردن رفتارهای انتخابی در دسترس کنشگران و پیامدهای آن‌ها به کار می‌آید.

مدل تحلیلی
بر مبنای نظریع هومنز محورهای زیر به عنوان سبدهای خالی تعریف می‌شوند تا بر مبنای مباحث موردی سبدها پر و تحقیق ساماندهی شود.

1- بر مبنای گزاره عقلانیت و انتخاب عقلایی در ساختارهای پایدار یا نسبتاً پایدار می‌توان رفتار کنشگران انسانی را توضیح داد.
2- تاثیرپذیری کنشگران از محرک‌های محیطی درون اجتماعی و برون اجتماعی، محور این بررسی است.

3- کنشگران تحت تاثیر امام خمینی و به تبعیت از او، هرچقدر و به دفعات بیشتری برای رفتاری خاص پاداش تاییدآمیز و حمایتی دریافت کنند، احتمال بیشتری دارد که آن‌ها آن رفتارها را انجام دهند یا تکرار کنند.
4- خاطره گذشته و سوابق پیشین رفتارها نقش تعیین کننده‌ای در تکرار آن رفتار که در پاسخ به محرک خاص پاداش گرفته باشد، دارد. در این صورت احتمال بیشتری دارد که شخص یا اشخاص علاوه بر تکرار آن رفتار، به رفتارهای مشابه که با محرک‌های مشابه پیشین باشد، دست زنند.

5- در بومی‌سازی نظریه هومنز علاوه بر محرک‌های اجتماعی و بیرونی، انگیزه‌های درونی و نیت‌های خالصانه مذهبی بر مبنای آموزه‌های اسلام سیاسی و آموزش‌های عملی امام خمینی نیز باید مدنظر قرار گیرد.
6- در محور قضیه ارزشمندی، هر میزان که مردم پیامدها و نتایج مترتب بر عمل خود را بر مبنای نظام ترجیحات و اولویت‌بندی خود، ارزشمندتر بدانند، احتمال بیشتری دارد که آن عمل را انجام دهند.

7- در محور گزاره موفقیت، هر عملی که از یک شخص یا کشوری منجر به نتیجه و موفقیتی شده باشد، رشته گسترده‌ای از رفتارهای دیگری که همانند آن رفتار هستند، خواسته یا ناخواسته به دنبال خواهد داشت. این واقعیت به رفتارگرایان این امکان را می‌دهد که از شکل‌گیری نظم رفتاری سخن بگویند.
8- در گزاره موفقیت، لازم نیست تجارب موفق مستقیماً توسط خود شخص یا در کشور خاص باشد، بلکه با ارزیابی این موفقیت یا عدم موفقیت می‌تواند از طریق آزمون و خطای آن در کشور یا کشورهای دیگر انجام شود. در این صورت بحث الگوپذیری از دیگران و یا از انقلاب اسلامی ایران معنای عقلایی خود را پیدا می‌کند.

موفقیت اولیه: پیروزی انقلاب اسلامی ایران
موفقیت ثانویه: پیروزی حزب‌الله در جنگ 33 روزه و حماس در جنگ 22 روزه.

9- مردم هنگامی که پاداش دریافتی خود را برای رفتاری خاص بیش از پاداش مورد انتظار ارزیابی کنند، احتمال تکرار پذیری آن رفتار در آینده افزایش می‌یابد.
10- هنگامی که مردم پاداش مورد انتظار را برای اعمالشان دریافت نکنند یا تنبیه پیش‌بینی نشده‌ای بشوند، عصبانی می‌شوند و احتمال بیشتری دارد که پرخاشگرانه عمل کنند.

11- در بومی‌سازی نظریه هومنز، اصلاح گزاره یا مفروضات هستی شناسی بر انحصار پاداش و تنبیه در مسائل مادی و دنیوی نیز اصلاح می‌شود.
12- کانون نظریه انتخاب عقلایی، کنشگران هستند. کنشگران، هدفمند و دارای مقصد ارزیابی می‌شوند.

جنبه‌های اساسی الگوی انتخاب عقلایی:
الف) هدف‌ها و منظورها: که بیانگر شرایط مطلوب یا موارد ترجیحی و منفعتی است.

ب) گزینه‌ها: که انسان منطقی باید از میان راه‌هایی که در موقعیتی مخصوص در پیش رو دارد، یکی را انتخاب کند.
ج) پیامدها: بررسی پیامدهایی که راه حل انتخابی می‌تواند داشته باشد. این نتایج و پیامدها از سوی تصمیم گیرندگان متفاوت ارزیابی خواهد شد.

د) انتخاب: انتخاب عقلایی و منطقی، ترجیح راهی با همه تبعات آن است که دارای بالاترین بازدهی باشد.
13- باید کمیابی منابع و میزان دسترسی متفاوت کنشگران گوناگون به منابع برای دستیابی به اهداف و نیز الزامات تحمل شده به وسیله  نهادهای اجتماعی، دولتی و یا بین‌المللی در تجزیه و تحلیل مد نظر قرار دهند. بنابراین این سبدهای خالی کلان ملهم از انتخاب عقلایی و نظریه هومنز عبارتند از: الف) عقلانیت، ب) ارزشمندی، ج) محرک، د) الزامات محیط داخلی یا بین‌المللی.

14- با این همه به میزانی که نهادها متزلزل می‌شوند و ساختارها، سلطه و اعتبار خود را از دست می‌دهند، کارگزاران فعال‌تر می‌شوند. در چنین وضعیتی افراد بیش از پیش به خود واگذار می‌شوند تا تامل کنند آزادانه‌تر تصمیم بگیرند. به میزانی که ساختارها در وضعیت بحرانی، سست‌تر شوند، فضا برای نظریه انتخاب عقلایی و کارگزاران آن بیشتر باز می‌شود.
انقلابیون و اسلام‌گرایان متاثر از انقلاب اسلامی ایران می‌کوشند تا به دیگران القا کنند: اول آنکه، امکان پیروزی و موفقیت آنان زیاد یا بسیار زیاد است. دوم آنکه، هزینه مشارکت در جنبش بسیار کمتر از هزینه انفعال و یا طرفداری از وضع موجود است. سوم آنکه، منافع خصوصی مورد انتظار از مشارکت سیاسی را برای آنان برجسته سازند.

این شیوه ادراکی انتخاب عقلایی دانشمندان مغرب زمین است؛ اما با عقلانیت احدی‌الحسنین، توازن عقلانیت سنجی کاملاً دگرگون می‌شود.
15- رفتار مقابله کنندگان نیز آن است که معمای هزینه و نفع را دست‌کاری می‌کنند و مشارکت طرفداران تغییر را پرهزینه کنند و امکان موفقیت را در نظر آنان به امتناع و ناممکن بودن تصویرسازی کنند. کاری که کارگزاران دولت‌های مسلمان یا قدرت‌های خارجی انجام می‌دهند.

مطالعه موردی: تاثیر انقلاب اسلامی ایران و اندیشه امام خمینی بر جنبش‌های ضد صهیونیستی
بر مبنای چارچوب نظری هومنز و سبدهای چندگانه و مفاهیم تبادلی و پاداش و مجازات می‌توان تاثیرات انقلاب اسلامی و اندیشه و رفتار امام بر جنبش‌های دوگانه حزب‌الله و جهاد اسلامی را بررسی کرد.

سبد ارزشمندی:
رهایی قدس و نابودی صهیونیسم.کنش مبتنی بر مبارزه با رژیم صهیونیستی به قصد آزادی قدس و نابودی صهیونیسم برای مبارزه فلسطین و لبنان آنقدر ارزشمند است که تضمین کننده تداوم مبارزه آنان با اسرائیل است.
- این هدف با دغدغه‌ای دینی و تکلیفی دینی، مبارزه با اسرائیل معرفی می‌شود.
- مسئله فلسطین در اندیشه امام، مصداقی از ظلم و تجاوز، به ویژه ظلم غیرمسلمان بر مسلمان است.

سبد موفقیت:
انقلاب اسلامی به رهبری شخصیتی ضد صهیونیست. با موفقیت امام خمینی در پیشبرد انقلاب اسلامی و با تشکیل جهوری اسلامی، اندیشه و روش ایشان به عنوان الگویی موفق در جهت مبارزه با صهیونیسم در کانون توجه اسلام‌گرایان قرار می‌گیرد. با وقوع انقلاب اسلامی، ایران از وضعیت متحد استراتژیک اسرائیل به دشمنی استراتژیک علیه اسرائیل تبدیل شد. عملیاتی شدن اندیشه‌های اسلام در ایران و پیروزی انقلاب اسلامی موجب شد این اندیشه‌ها به سرعت مرزها را درنوردیده و منبع الهام‌بخش اسلام‌گرایان جهان قرر گیرد.
سبد عامل محرک:
بهره‌گیری اسلام سیاسی در مبارزات ضد صهیونیستی. امام خمینی نوعی اندیشه سیاسی به جوامع اسلامی عرضه کرد که برای آنان قرابت ذهنی و عینی داشت. تجربه انقلاب اسلامی در براندازی نظام سیاسی قدرتمند و در دوره حاکمیت نظام دوقطبی بر جهان توانایی اسلام را در براندازی رژیم فاسد و مقابله با غرب به اثبات رساند و الهام‌بخش شد.
اسلا‌م‌گرایان با استفاده از تجربیات ایران و ایلام سیاسی حاکم بر آن دریافتند که تشکیلات موجود برای فعالیت و تحقق اهداف و آرمان‌های آنان مناسب نیست. بنابراین سازمان‌هایی بر مبنای اندیشه‌های سیاسی اسلامی حاکم در ایران شکل گرفت. مانند حزب‌الله و جهاد اسلامی فلسطین.

پیدایش حزب‌الله
از آغاز دهه 1380 با الهام‌گیری از انقلاب اسلامی و رهنمودهای امام خمینی حزب‌الله شکل گرفت. موسسان حزب‌الله از الگوپذیری از انقلاب ایران در سازماندهی تشکیلاتی خود نام می‌برند البته تهاجم اسرائیل در 1982 به لبنان زمینه برای ایجاد آن را مهیاتر کرد.

رابطه تبادلی حزب‌الله با امام خمینی:
رابطه متقابلی امام و حزب‌الله مبتنی بر تایید و حمایت (پاداش) بوده است. یکی از ویژگی‌های اصلی حزب‌الله، پذیرش جایگاه امام خمینی به مثابه امام امت است. یکی دیگر از مصادیق تاثیرات انقلاب ایران بر لبنان، جایگاه ویژه روحانیون در حزب‌الله است.

تاثیرپذیری حزب‌الله از آموزه‌های انقلاب اسلامی، از جمله عوامل موثر در گرایش این حزب به استفاده از الگوی مقاومت و کاربرد روش‌های قهرآمیز بر ضد اسرائیل است. این تاثیرپذیری‌ها بر محوریت پذیرش دستورات ولایت فقیه و رهبر انقلاب اسلامی و بر مبنای شرعی انجام می‌پذیرد.
رفتار حمایتی انقلاب اسلامی ایران در اشکال و صور گوناگون آموزشی، حمایت سیاسی و معنوی و حمایت مالی انجام شده است. اگر حمایت‌های ایران نبود با محاسبه خود حزب‌الله، 50 سال طول می‌کشید تا حزب‌الله به موفقیت‌های کنونی دست یابد.
حجم گسترده‌ای از امکانات و فعالیت‌های سیاست خارجی ایران مصروف حمایت از نهضت‌های آزادی بخش در سراسر جهان شد. در این میان حمایت از مردم فلسطین در اولویت قرار داشت.

نقد و ارزیابی
نکته قابل تامل در ارزیابی توانایی نظریه هومنز برای توصیف و توضیح انقلاب اسلامی آن است که نظریه هومنز به مثابه یک ظرف در مواردی برای پوشش نظری مظروف یعنی اندیشه امام و انقلاب ناتوان است. مظروف بزرگتر از آن است که در ظرف محدود نظیه هومنز بگنجد.

منطق امام، منطق انجام وظیفه و تکلیف است و در آن سناریوی دوگانه موفقیت و عدم آن و در مقابل انجام وظیفه به مثابه نفس موفقیت پیش‌بینی شده است. منطقه تکلیف‌گرایانه نمی‌تواند با منطق پراگماتیستی و نفع‌پرستانه نظریه مبادله توضیح داده شود.
تطبیق نظریه هومنز که از جنس انتخاب عقلانی یعنی رفتارگرایی پیشرفته و ثانویه است، در بومی‌سازی با دست‌کاری در مفاهیم بنیادی آن یعنی موفقیت به صورتی که مضمون تکلیف‌گرایی و عمل به تکلیف به نحو احسن به مثابه موفقیت است، ارزشمند است. همچنانکه مفهوم پاداش به معنای انحصار آن در پاداش مادی نیز نیازمند بازتعریف مفهومی است. مفهوم محرک نیز باید از انحصار وجه شرایط اجتماعی و بیرونی آن خارج و انگیزه‌های درونی و خالصانه را نیز پوشش دهد.

نکته ظریف دیگر نظریه هومنز آن است که ما را به دیدن مسئله از دیدگاه غربی در باب تاثیرگذاری انقلاب آشنا می‌کند.

کاربرد بحث نظری پیش‌بینی و مقابله با پیش‌بینی در تاثیرات انقلاب اسلامی ایران
پیروزی انقلاب اسلامی ایران در بهمن 57، به دلایل گوناگون دارای تاثیرات و بازتاب‌های گسترده در منطقه بوده است.

اول، یک انقلاب بزرگ و تمام عیار و مطابق با تعاریف انقلاب در ایران رخ داده و با انتقلاب فرانسه و روسیه قابل مقایسه است.
دوم، انقلاب ایران دارای داعیه بین‌المللی، فرامرزی و بشری است. و اسلامی بودنش هم این انتظار را ایجاد می‌کند.

سوم، موقعیت ملی استراتژیک و سوق‌الجیشی ایران و موقعیت حساس منطقه‌ای آن، یعنی خلیج فارس و خاورمیانه باعث شده است که هرگونه تغییرات ساختاری در ایران دارای تاثیرات منطقه‌ای باشد.
متغیر مستقل: متغیر مستقل پیش‌بینی این تاثیرات توسط دانشمندان و اعلان آشکار آن است.

متغیر وابسته: عدم تحقق پیش‌بینی و مختل شدن وقوع عینی و تمام عیار پیش‌بینی یا کاهش تاثیرات در کیفیت تاثیرات است.
پیش‌بینی بازتاب‌های انقلاب اسلامی ایران در سطح تحلیل منطقه‌ای و سطح تحلیل بین‌المللی موجب شد تا کارگزاران این پیش‌بینی‌ها، از این تاثیرات جلوگیری کنند و شرط وقوع آن با دست‌کاری در آن، یا زمان آن را به تعویق اندازند یا از شدت آن بکاهند.

مدل نظری تحلیل
بحث پیش‌بینی و پیش‌گویی در علم سیاست در قالب گزاره‌های زیر خلاصه می‌شود. خطوط این مدل در مباحث تطبیقی تاثیرات انقلاب اسلامی پیگیری می‌شود.

- نیاز بشر به آینده‌دانی، نیازی فطری است و با دانش‌های مختلف تامین شده است. این نیاز در معرفت فلسفی و دینی با اصطلاح پیش‌گویی (قطع‌گویی) و در اصطلاح علوم تجربی با عنوان پیش‌بینی (احتمالی) نشان داده شده است.
- ماهیت پیش‌بینی در علوم طبیعی و علوم اجتماعی مانند علم سیاست متفاوت است. پدیده‌های علوم اجتماعی برخلاف پدیده‌های طبیعی بدون امکانات آزمایشگاهی، یکتا و در اغلب موارد تکرارناپذیر است و به دلیل پیچیدگی بیشتر پیش‌بینی آن‌ها دشوار است. این پدیده‌ها برخلاف پدیده‌های علم فیزیک و شیمی که پویا و بدون دگرگونی است، پویا و مانند درخت نامنظم است و به طور مستمر دگرگون می‌شود، پیش‌بینی آن‌ها دشوار است.

- مهمترین وجه تفاوت پیش‌بینی در علوم اجتماعی و علوم طبیعی آن است که پیش‌بینی وقوع حوادث طبیعی موجب اختلال در روند پیش‌بینی نمی‌شود، اما در علوم انسانی و علم سیاست، به دلیل دنیای مشترک انسانی و اینکه بیننده خود بخشی از دیده شده است و به دلیل عامیت انسانی، پیش‌بینی موجب نقض پیش‌بینی می‌شود.
- عوامل تشدید کننده نیز بر قدرت اختلال مذکور می‌افزاید، سوء برداشت‌ها از اظهارات و رفتارهای تهدیدآفرین خودی و نیز بزرگ‌نمایی تهدیدات توسط تصور از واقعیت غیرخودی‌ها و قدرت‌های بزرگ دو نمونه آن بوده و موید آن است که مهمتر از خود واقعیت است.

- جمع‌بندی مراحل مذکور در استراتژی‌ها و اقدامات بازدارنده و مقابله‌ای برای خنثی کردن پیش‌بینی تاثیرات منطقه‌ای انقلاب اسلامی، نمودار شده است.
محورهای مدل تحلیل:

1- پیش‌بینی و فطرت بشری

شاید شعبه‌ای از فطرت علم‌جویی اوست. دانش‌ها و فنونی مانند رمل، نجوم، سیمیا، طاس‌بازی و ... مویدی بر پاسخگویی به این نیاز فطری است. پیشگویی‌ها دارای ویژگی علمی نیستند اما منشا الهام دانشمندانی که دارای روش علمی‌اند، قرار گرفته است.

2- پیش‌بینی و رویکردی علمی

یکی از وظایف نظریه‌های علمی، ارائه پیش‌بینی حوادث و روندهای آینده است. قدرت پیش‌بینی و شدت و ضعف آن در هر علم، نشانگر درصد علمی بودن آن است. نشانه علمی بودن یک علم در توان آن در موضوع پیش‌بینی است.

از آنجایی که وقوع انقلاب اسلامی ایران در حوزه جامعه شناسی انقلاب و علوم سیاسی پیش‌بینی نشده بود، وقوع انقلاب اسلامی شوک علمی بزرگی را بر این نظریه‌ها و نظریه‌پردازان وارد ساخت. به نظر پناهی انقلاب ایران به منزله بحرانی نظری موجب تغییر پارادیم ظهور نسل جدیدی از نظریه‌پردازی‌ها در باب انقلاب شد.. وی وقوع انقلاب اسلامی ایران را به منزله متغیر مستقل و تحول در نظریه‌های انقلاب را به منزله متغیر وابسته در نظر می‌گیرد. وی این تحول را در چهار موضوع توجه به عامل فرهنگی، بحران مشروعیت، کاهش نقش عوامل ساختاری و جنسیت یا نقش زنان در انقلاب‌ها می‌داند.

3
- پیش‌بینی و علم سیاست
بر محوریت بحث پیش‌بینی و در دفاع از علم سیاست باید به ماهیت متفاوت از پدیده‌های سیاسی و پدیده‌های علوم طبیعی و دقیقه اشاره شود. پوپر از این تفاوت‌ها با عنوان استعاره ابرها و ساعت‌ها یاد کرده است.
علوم طبیعی و دقیقه ساعت‌وار است و به سبب پیچیدگی و حرکت مگس‌وار گله پیشگان آن، نامنظم و از بعد پیش‌بینی مشکل است. در علوم دقیقه پدیده‌های مورد بررسی قابلیت بی‌نهایت تکرارپذیری را داراست در حالیکه پدیده‌های علوم انسانی یکتا و بی‌همتاست. در علوم طبیعی اختیار و قدرت تکرار مشاهدات در آزمایشگاه وجود دارد در حالیکه علوم انسانی فاقد آزمایشگاه است. در علوم دقیقه طبقه‌بندی‌ها بر پایه همانندی‌ها و شباهت‌ها صورت می‌گیرد درحالیکه در سیاست، تفاوت‌ها و الگوهای متفاوت رفتاری مهم تلقی می‌شود. دشواری و ضعف در پیش‌بینی ناشی از نوع یکتایی پدیده‌ها و معضل شناخت به عنوان پایه پیش‌بینی است.

4
- پیش‌بینی و عوامل مختل‌کننده
موضوع اختلال در روند پیش‌بینی نیز بیانگر ماهیت متفاوت پدیده‌های سیاسی و پدیده‌های علوم طبیعی است.

اعلام و علنی کردن نظر پیش‌بین و آینده‌نگر در علوم دقیقه و طبیعی موجب اختلال در روند تحقق و وقوع آن پیش‌بینی نمی‌شود، درحالیکه در علوم انسانی و علم سیاست به دلیل آنکه پدیده‌ها از جنس اراده و فعل انسان است، اعلام و علنی کردن پیش‌بینی موجبات اختلال در پیش‌بینی را فراهم می‌کند.
در علوم انسانی گفته‌اند: همان که پیش‌بینی می‌کند، مقدماتی را فراهم می‌کند که آن‌ها تحقق نپذیرد.

انقلاب اسلامی و پیش‌بینی تاثیرات آن
کارشناسان و سیاستمداران غربی در پیش‌بینی انقلاب اسلامی ناکام ماندند و از این رو غافلگیرانه با آن مواجه شدند و از انجام هرگونه اقدام در جهت پیشگیری از وقوع آن بازماندند. اما در باب بازتاب و سرایت آن به دیگر کشورها هم زمان کافی داشتند و هم تجربه سایر انقلاب‌های پیشین را داشتند. بنابراین در علوم انسانی و در بحث تاثیرگذاری انقلاب اسلامی چند اقدام صورت گرفت:

1- صاحب‌نظران و خبرگان، دست به تحقیق، تبیین وضعیت موجود و پیش‌بینی آینده رخدادها و روندها می‌زنند.
2- پیامدها و نتایج مثبت و منفی آن توسط کارشناسان و به ویژه طرف‌های ذیربط بررسی می‌شود.

3- طرف متضرر با توجه به نفس پیش‌بینی و با توجه به نتایج متصور در حالات مختلف می‌کوشد نهایت تلاش خود را مبذول دارد تا از تحقق آن پیش‌بینی که وی را دچار مخاطره یا ضرر و زیان می‌کند جلوگیری کند.
پیش‌بینی‌های سیاستمداران در باب انقلاب اسلامی ایران:

لئونید برژنف، دبیرکل حزب کمونیست شوروی: تجدید حیات اسلام را مهمترین رخداد قرن بیستم می‌دانست و انقلاب اسلامی را تهدید و خطر مستقیم برای مرزهای جنوبی شوروی اعلام کرد.
هنری کیسینجر، عضو شورای روابط خارجی: در برشمردن خطرهایی که منافع آمریکا را در خاورمیانه تهدید می‌کند، مهمترین آنها را ناشی از انقلاب اسلامی ایران دانسته و آن را کابوسی برای همسایگانش می‌داند.

موشه دایان، وزیر خارجه سابق اسرائیل: انقلاب ایران را زلزله‌ای در منطقه اعلام کرد.
ملک حسین، پادشاه اردن: وضعیت موجود (انقلاب ایران) را وخیم‌ترین مرحله‌ای دانست که تاکنون در منطقه دیده است.

مارگارت تاچر، نخست وزیر سابق انگلستان: پیش‌بینی خود از تهدیدات انقلاب اسلامی را با ادبیات ابرقدرت فرهنگی ایران چنین بیان می‌کند: ما از سلاح‌های نظامی شوروی واهمه‌ای نداریم لیکن از حضور فرهنگ اسلامی انقلاب اسلامی ایران نگرانیم.
ویلیام کوانت، عضو شورای امنیت ملی در زمان کارتر: انقلاب ایران، واشنگتن را به وحشت انداخت از اینکه موج آن سراسر خلیج فارس را در برگیرد. لذا تصمیم گرفت یک ساختار امنیتی در داخل و اطراف شبه جزیره عربستان به وجود آوریم تا مطمئن شویم انقلاب ایران به خارج سرایت نخواهد کرد.

راهبردها و اقدامات اخلال کننده در روند بازتاب انقلاب
1- اقداماتی نظیر جابجایی‌های گسترده در سطح نخبگان سیاسی. مانند انتقال قدرت از حسن البکر به صدام حسین در عراق، کودتای نظامی در ترکیه و تهاجم شوروی به افغانستان

2- سر دیگر طیف اقدامات حاکمان در شکل باز کردن فضای سیاسی و ترمیم شکاف وحشتناک توده‌ها و حکومت‌گران جلوه‌گر شد. در واقع انقلاب اسلامی، شکاف خفته و ناپیدای این حکومت‌ها با مردمان خود را برای آنان علنی کرد. از این رو حکومت‌گران کوشیدند تا نوعی رفاه نسبی برای مردمان خود فراهم کنند.
3- بخش دیگری از اقدامات در شکل رعایت شعائر اسلامی جلوه‌گر شد و کوشیدند تا از این راه نیز احساس تهدید ارزشی در جامعه را از بین ببرند. نظام‌های سیاسی منطقه کوشیدند تا با اصلاح رفتار نسبت به شهروندان خود، زمینه‌های نارضایتی را از بین ببرند و از درون به خود مصونیت موقت بخشند.

4- از همه مهمتر تحمیل جنگی تمام عیار بر ایران توسط عراق.

جنگ تحمیلی و پیش‌بینی‌ها در خصوص تاثیرات انقلاب اسلامی
پس از وقوع جنگ عراق علیه ایران، خط مشی مخالفان انقلاب اسلامی جهت عدم پیروزی ایران در این جنگ طراحی شد.

چارچوب مفهومی سبدهای چهارگانه در تاثیرات فراملی انقلاب اسلامی ایران
ادبیات علمی در باب انقلاب‌ها به سه دسته تقسیم می‌شوند: دسته اول به علل‌شناسی وقوع انقلاب‌ها و دسته دوم به فرآیندشناسی آغاز تا پیروزی انقلاب‌ها می‌پردازند. دسته سوم به پیامدشناسی داخلی و خارجی انقلاب می‌پردازد.

طرح مسئله:
از میان 57 کشور دارای اکثریت مسلمان نشین فقط در ایران یک انقلاب تمام عیار رخ داده است. این انقلاب در جهان اسلام با انقلاب فرانسه در مغرب زمین قابل قیاس است.

فرضیه این است که تاثیر انقلاب اسلامی به طور غیرارادی و یا ارادی و یا سیاست صدور انقلاب ایران و تحت تاثیر ساختارهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جوامع محلی و نیز سیاست‌های واکنشی و مقابله‌ای دولت‌های محلی، در سطح خاورمیانه و جهان اسلام اشاعه یافته است.

بحث نظری:
در باب مطالعه آکادمیک این تاثیرات، کار نظری در خور توجهی انجام نشده و ادبیات انقلاب ایران در حوزه بازتاب و تاثیرات منطقه‌ای و جهانی با کاستی‌های نظری مواجه است.

کارهایی نظیر کاربرد نظریه پخش و بازتاب انقلاب اسلامی ایران، انقلاب اسلامی و بازتاب آن در رویکردی نظری و فصلی از کتاب مارتین با عنوان چشم‌انداز معاصر کشورهای اسلامی در پرتو انقلاب ایران از جمله آثار نظری در این محدوده است.
با توجه به نامناسب بودن نظریه‌های متعارف در توضیح و سازماندهی نظری این تاثیرات، می‌توان از روش تئوریزه کردن به تدوین چارچوب متغیراتی و اکتشافی مناسب برای توضیح این تاثیرات پرداخت.

معنی کشف در مطالعات اکتشافی، خلق و اختراع و پدید آوردن واقعیتی جدید نیست بلکه پرده برداشتن از واقعیتی موجود است که به دلایلی از چشم مردم دور مانده است. در مطالعه اکتشافی هدف کسب آگاهی‌های منظم راجع به پدیده‌ای است که تاکنون ناشناخته بوده و یا اطلاعات کافی درباره آن وجود نداشته باشد و یا اخیراً حادث شده و هنوز مطالعات درباره‌اش نشده است.
محورهای روش تئوریزه کردن:

1- در این روش هرچند محقق بر نظریه‌ها و تئوری‌های مختلف به ویژه نظریه‌های مرتبط با موضوع تبیین تسلط کافی دارد، از نظریه راهنما بهره نمی‌گیرد.
2- در این روش محقق پس از مطالعه آثار دیگر صاحب‌نظران بر تفکر خویش در موضوع مورد مطالعه و واقعیات موجود متمرکز
است.
3- نقطه عزیمت در این روش نه قیاس ناشی از نظریه‌ها بلکه استقراء است. در این روش محقق می‌کوشد تا با ذهن انتزاعی خود و یا بهره‌گیری از شیوه استقرایی از جز به کل حرکت کند و با استخراج وجوه مشترک در موارد، دست به تعمیم‌سازی زند.

4- در این روش محقق بر شناسایی متغیرات دخیل و کلمات کلیدی و حیاتی در معنا بخشی اجزای پراکنده به موضوع تاکید می‌ورزد.
5- محقق در گام بعدی می‌کوشد تا از میان این کلمات کلیدی، یک کلمه کانونی شناسایی کند و با آن کلمه کانونی رابطه‌ای انداموار و معنادار میان اجزای شناسایی شده برقرار کند. یعنی متغیرات استخراج شده را در سبدهای گوناگون قرار دهد و رابطه تعاملی آن‌ها را با یکدیگر شناسایی کند. حاصل چنین فرایندی به دست آوردن یک کل به هم پیوسته و مفهوم‌سازی است.

6- شکل‌گیری این کل حرکتی تدریجی است و پس از چند بار دور رفت و برگشت میان کل اولیه از یک سو و جزء یا اجزاء از سوی دیگر صورت می‌گیرد.
7- آن کل که محصول یک فرایند استقرایی است اکنون می‌تواند در یک دور معکوس به مثابه قیاس و یک چارچوب نظری یا متغیراتی جهت تجزیه و تحلیل موضوع مورد بررسی قرار گیرد. کل به مثابه قیاس. حرکت از کل به سوی جزء یا اجزاء.

8- روش تئوریزه کردن یک روش پسینی و پس از وقوع است. محقق می‌کوشد تا با مطالعه واقعیات و مشاهدات در حوزه‌ای خاص و مشابه، اشتراکات را استخراج و مخرج مشترک و واقعیات را به دست آورد.
9- روش تئوریزه کردن کوششی است برای استخراج یک پدیده چند وجهی و تلاشی است برای استخراج قطعات گوناگون یک تصویر کلی از پازلی که پراکنده است. گاه نیز از این تئوریزه کردن را می‌توان به قیف تشبیه کرد. مشاهدات از دهانه گشاد قیف وارد می‌شوند و از دهانه تنگ آن در قالب یک مفهوم یا یک قاعده و یا بیان یک نظم خارج می‌شود.

10- روش تئوریزه کردن، چارچوبی برای بیان وجوه کثیر و ابعاد متنوع یک پدیده است. اما این چارچوب پدیده‌ای متصلب نیست بلکه منعطف است و بسته به وضعیت مورد مطالعه و ویژگی‌های ساختاری و ذهنیتی خاصیتی پلاستیکی پیدا می‌کند.
11- روش تئوریزه کردن گاه در قالب گزینش عناصری چند از نظریه‌ها و تئوری‌های مختلف و مرتبط با موضوع بررسی جلوه‌گر می‌شود. محقق قطعاتی را از دستگاه‌های نظری مختلف گزینش می‌کند تا بتواند با مهندسی خود آن‌ها را مونتاژ کند تا به ترکیبی جدید و در خور تبیین موضوع دست یابد و این نظم هارمونیک جدید تناسبی با هیچ یک از تئوری‌ها ندارد. تشبیه مونتاژ در تئوریزه کردن بُعد دیگری از اهلی‌سازی یا بومی‌سازی تئوری‌ها با واقعیات را افشا می‌کند.

چارچوب مفهومی حاصل از تئوریزه کردن در بازتاب انقلاب اسلامی
با توجه به کمبود چارچوب‌های نظری در باب بررسی بازتاب انقلاب اسلامی بر کشورهای مسلمان خاورمیانه و حجم انبوه اطلاعات پراکنده در آن از سوی دیگر، محقق چاره‌ای جز توجه ویژه به روش تئوریزه کردن و استخراج چارچوب مفهومی ندارد.

در کلی‌ترین قالب قابل تصور و به مثابه محورهای کلیدی می‌توان سبدهای چهارگانه‌ای را در بحث بازتاب انقلاب اسلامی از یکدیگر متمایز ساخت. این چهار قالب کلان جهت سازماندهی در مقام شکار داده‌ها: 1- نگرش و رفتار جامعه ایران     2- نگرش و رفتار دولت و رهبران ایران     3- نگرش و رفتار جامعه موردی      4- نگرش و رفتار دولت موردی

نگرش و رفتار جامعه ایران
سئوال این است که انقلاب اسلامی ایران، چرا و چگونه و به چه میزان در جهان اسلام تاثیر داشته است؟

در مبحث سنجش بازتاب انقلاب اسلامی ایران بر کشورهای مسلمان خاورمیانه، بررسی جایگاه ایران به عنوان مهد و مادر انقلاب اسلامی بسیار اساسی است. ایران: متغیر مستقل و علت، کشورهای خاورمیانه: متغیر وابسته و معلول. انقلاب اسلامی ایران: فعال، تحولات فکری و عملی جنبش‌های اسلامی در کشورهای اسلامی: منفعل.
افعال درونی جامعه ایران و رفتار سیاسی ایرانیان انقلابی به طور مستقیم و غیرمستقیم بر سایرین دارای بازتاب و تاثیرات است.

در سبد جامعه ایران، نگرش نظری و رفتار مردم در نسل‌های متفاوت و متوالی به عنوان متغیری مستقل در نظر گرفته می‌شود.
تحولات داخلی ایران دارای تاثیرات مستقیمی در موضوع تاثیرات خارجی انقلاب اسلامی است. سیاست ایران در جهت صدور انقلاب، انعکاس‌دهنده فعل و انفعالات پویایی است که میان سیاست داخلی و خارجی وجود دارد. سیاست خارجی هر کشوری، در نهایت ادامه سیاست داخلی آن است. رفتارهای سیاست خارجی ناشی از لایه‌ها و پیچیدگی‌هایی است که در داخل دارد.

نگرش و رفتار دولت و رهبران ایران
اگر بررسی تاثیرات انقلاب اسلامی ایران بر کشورهای مسلمان در کانون توجه باشد، این تاثیرات در 2 قالب تاثیرات ارادی و معطوف به برنامه صدور انقلاب و الگوهای فکری رهبران و تاثیرات غیرارادی و طبیعی صورت‌بندی می‌شود.

مفهوم کلیدی این محور، صدور انقلاب و تحولات تفسیری رهبران آن از این مفهوم است.
2 دیدگاه و واقعیت در باب صدور انقلاب وجود دارد:

1- دیدگاه اول: دیدگاهی که از سال 1357 پیروزی انقلاب تا 1367 پایان جنگ در ایران حکمفرما بود. این دیدگاه که توجه به بیرون دارد، بر این باور بود که باید برای صدور انقلاب از همه اهرم‌های سیاسی، تبلیغاتی و اقتصادی استفاده کرد. در این دیدگاه انقلاب به آبی تشبیه می‌شود که پیوسته باید در جریان باشد و اگر در یک جا یعنی ایران ساکن و راکد شود، می‌گندد.
2- دیدگاه دوم: دیدگاه درون‌مرزی، یا انقلاب در یک کشور یا الگوسازی ایران، بر این اعتقاد استوار بود که مرجع آن است که اهتمام و انرژی اصلی در چارچوب سرزمینی ایران متمرکز شود و توان کانونی بر اصلاح و آبادانی داخلی معطوف شود تا با ارائه کارآمدی این مدل در ایران به بشریت قرن 21 اثبات شود که اسلام می‌تواند پاسخگوی نیازهای بشر باشد.

در چنین وضعیتی الگوی توسعه ایران نه تنها برای جهان اسلام که حتی برای جهان سوم غیرمسلمان نیز جذابیت خواهد داشت.
این دیدگاه در دهه دوم انقلاب و متعاقب جنگ عراق علیه ایران، دیدگاه مسلط می‌شود.

پس از پذیرش قطعنامه در سال 1367، انقلاب به درون بازگشت و متوجه اولویت‌های داخلی شد و این امر به معنای چشم‌پوشی از ارزش‌های انقلابی تلقی نمی‌شد، بلکه به معنی جستجوی هدف از راه و روش و ابزارهای دیگر بود و یا تحول در ابزارها بود نه تحول در ارزش‌ها و اهداف.

دیدگاه اول و دوم به نوعی مکمل‌ساز یکدیگرند. زیرا در دهه اول انقلاب بنا به تجزیه و تحلیل صریح رهبر انقلاب می‌بایست انقلاب عملاً صادر می‌شد و در دهه دوم به بعد الگوی نظام‌سازی کارآمد در ایران در اولویت کاری قرار گرفت.

نگرش و رفتار جامعه مورد بررسی (موردی)
در این محور باید خطوط فرعی سازماندهی داده‌ها شناسایی شود.

محورهای فرعی این سبد در 2 محور 1- ویژگی‌های ساختاری جامعه موردی یا زمینه‌شناسی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و 2- نگرش و رفتار جامعه موردی نسبت به انقلاب اسلامی، قابل بررسی است.
زمینه‌شناسی خود در 2 بستر زمینه‌های مساعد (عامل) و زمینه نامساعد (مانع) قابل شناسایی است. در بحث تاثیر و بازتاب انقلاب، ما از یک طرف با تاثیرگذارنده (ایران) و از طرف دیگر با تاثیرپذیرنده یعنی جامعه موردی مواجه هستیم. بررسی زمینه‌های مساعد و نامساعد تاثیرپذیرنده بسیار حیاتی است.
هرایر دکمجیان دو شرط ملازم برای ظهور جنبس‌های اسلامی قدرتمند ذکر می‌کند: اول، ظهور یک رهبر فرهمند، دوم، جامعه‌ای که عمیقاً دچار آشفتگی شده است.

دسته‌بندی زمینه‌شناسایی: 1- زمینه شناسی سیاسی،  2- زمینه شناسی فرهنگی    3- زمینه شناسی اقتصادی

زمینه شناسی مساعد و نامساعد سیاسی:
هرگاه سیستم سیاسی از نوع اقتدارطلب و استبدادی و توتالیتری باشد، قهراً تاثیرات و امواج برخاسته از انقلاب خنثی می‌شود و یا روند پذیرش بسیار کند خواهد بود. یا در صورتی که دولت به اقدامات پیشگیرانه یا سرکوبگرایانه دست زند و یا نظیر جوامع آسیای میانه به دلیل عدم تجربه پیامدهای غربی‌سازی، ضدیت با غرب وجود نداشته باشد، طبعاً زمینه‌های نامساعد سیاسی، به مثابه مانعی بر سر پذیرش صادره از انقلاب اسلامی جلوه‌گر می‌شود.
اگر سیستمی چندحزبی و باز باشد، زمینه تاثیرپذیری بیشتری خواهد داشت.
زمینه‌های سیاسی خود دارای سطوح ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی می‌باشند. رژیم‌های سیاسی در دوره‌هایی که باز می‌شوند و فضای باز سیاسی حداقلی ایجاد می‌کنند امکان بروز اعتراضات سیاسی برای مردم را فراهم می‌کنند. در فضای باز امکان و تسهیلات بیشتری برای اشاعه پیام‌های انقلاب اسلامی نهفته است. مارتین می‌گوید: به میزانی که دولت‌های محلی ضعیف باشد به همان قیاس اثرپذیری بیشتری دارند.

نامتقارن بودن زمینه‌های سیاسی کشورهای مسلمان نشین نیز از عوامل دیگر منطقه‌ای و نامساعد است. زمانی که در ایران یک رژیم انقلابی با سکانداری امام خمینی به قدرت می‌رسد، در مصر، سادات به قدرت می‌رسد و روند تحولات مصر و ایران در یک زمان، متقارن نمی‌شود. این نامساعدی ناشی از عدم تقارن زمانی از تحقق تاثیرات و حجم اثرگذاری‌ها به شدت می‌کاهد.
در برخی از زمینه‌های سیاسی، روابط دوجانبه با دولت ایران نقش آفرین است. یکی از این مباحث محذورات دوجانبه ایران است. مثلاً سرکوب جنبش اخوان‌المسلمین توسط دولت سوریه، ایران را در یکی از این محذورات دو جانبه قرار داد. هم اخوان‌المسلمین توقع حمایت از سوی ایران را داشت و هم سوریه متحد استراتژیک ایران بود. دولت ایران با ترجیح دادن دولت سوریه، قطعاً بخشی از نفوذ خود را از دست داد.

زمینه شناسی فرهنگی مساعد و نامساعد:
در قاره آفریقا هرچه از شمال به سمت جنوب حرکت می‌کنیم درصد مسلمانان کمتر می‌شود، بنابراین بسیار منطقی است که میزان تاثیرپذیری شمال آفریقا نسبت به جنوب آفریقا از انقلاب اسلامی ایران بیشتر است. و یا طبیعی است که جوامع شیعه‌نشین بیش از جوامع سنی‌نشین از انقلاب اسلامی ایران تاثیرپذیری داشته باشند.
جوامع سنی یا به طور کلی در فهم و اشاعه آن مشکل داشته‌اند و یا مجبور به بومی‌سازی آن شده‌اند.

در صورتی که زبان کشور مقصد و مبدا با هم همگونی داشته باشد، این زبان مشترک به مثابه زمینه فرهنکی مساعد موجب افزایش تاثیرات خواهد شد.
شاخص فرهنگی به 2 متغیر عینی یعنی 1- دین، مذهب و زبان و 2- درجه همگرایی و واگرایی آن دو کشور

شاخص‌های فرعی‌تر:
- ترجمه شدن یا نشدن متون اولیه رهبران انقلاب ایران به زبان کشور مقصد

- وجود آثار تفسیری در باب متفکران انقلاب اسلامی و واقعیت انقلاب ایران یا عدم آن.
- میزان و نحوه واکنش سازمان‌ها و فعالان اسلامی در کشورهای مسلمان‌نشین

در مواردی شاخص‌ها ارتباط مستقیمی با انقلاب اسلامی ندارند اما پس از انقلاب ایران شاهد تغییراتی می‌شوند از قبیل:
- تغییرات در رفتار مذهبی مردم

- الهام‌گیری زنان کشورهای مسلمان از نقش فعال زنان ایرانی در تحولات سیاسی
- افزایش استفاده از پوشش اسلامی توسط زنان در ترکیه و سایر کشورها

- افزایش اقبال به اقامه نماز و رونق نماز جمعه‌ها
- افزایش کلاس‌ها و فعالیت‌های آموزشی مرتبط با قرآن

- افزایش نشریات اسلامی و تیراژ آن‌ها
- تقویت محتوایی گرایش‌های اجتماعی و سیاسی در نشریات اسلامی

- انزوای ایدئولوژی‌ها جنبش و احزاب سوسیالیستی و ناسیونالیستی
- شکل‌گیری اجتماعات سیاسی در مساجد

- تظاهرات علیه آمریکا و اسرائیل
- تقویت احساسات مذهبی و اقدام عملی علیه توهین کنندگان ارزش‌های اسلامی

- طرح مطالبات مردمی در جهت اجرای احکام اسلامی

زمینه شناسی اقتصادی مساعد و نامساعد:
این زمینه‌ها نیز در شاخص‌های فرعی نارضایتی اقتصادی، عدم رفاه، وجود درصد بالای تورم، فقر و گرسنگی، بیکاری و در مجموع اقناع نیازهای ضروری مردم تجلی می‌یابد. این متغیر متناسب با متغیر فرهنگی در نوسان است.
مارکس، دورکیم و برگر تاکید دارند که محرومیت اقتصادی باعث افزایش رفتار سیاسی و تعهد مذهبی می‌شود.
مسائل اقتصادی گاه به عنوان علت غالب و گاه به عنوان یکی از علل در کنار تباهی اخلاقی و انهدام فرهنگی، دلیل پیوستن مردم کشورهای عربی و اسلام‌گرایان معرفی شده است.

نگرش و رفتار دولت موردی نسبت به انقلاب اسلامی
دولت موردی خود موضوعی پویاست و در دوره‌ها و دهه‌ها و مراحل متفاوت، وضعیت‌های گوناگونی پیدا می‌کند.

محورهای فرعی این بخش:

1- سیاست خارجی:

موضع‌گیری اولیه دولت مربوطه نسبت به انقلاب اسلامی: سکوت، مسئله داخلی، زلزله منطقه‌ای، موضع‌گیری مثبت یا منفی و یا بی‌طرفانه.
موضع‌گیری ثانویه دولت مربوطه در قبال تحرکات رفلکسی و یا ناآرامی‌های داخلی اعم از معرفی ایران به عنوان عامل تحریک کننده و مداخله ایران در امور داخلی آنان و طرح اتهاماتی از این دست، بدون ذکر ایران از حمایت و نقش یک کشور خارجی نام بردن، هشدار و اخطار به ایران، قطع روابط سیاسی و دیپلماتیک.

معیارهای بررسی فراز و نشیب‌های روابط رسمی دولت ایران انقلابی و دولت‌های منطقه‌ای:
- شاخص رفت و آمدهای دیپلمات‌ها و مقام‌های عالی رتبه دو کشور (زیاد، عادی، کم، قطع رابطه)

- شاخص‌های بیانیه‌های رسمی مقامات در مناسبت‌های مختلف و تفسیر و تحلیل روزنامه‌های رسمی و ارگان‌های دولتی
- شاخص معکوس رشد روابط با دولت‌ها یا ملت‌ها.

2- سیاست داخلی:

- کنترل رفت و آمد اتباع خود به ایران و ایجاد محدودیت در این باب.

- سهولت رفت و آمد شهروندان دو دولت، شاخص روابط مطلوب یا بهبود روابط دو کشور و عدم نگرانی آنها از مبادله افکار و عملکرد یکدیگر.
- پیگیری و تعقیب مسافران به ایران و یا مظنون تلقی کردن آن‌ها
- مراقبت‌های ویژه نسبت به گروه‌های هدف نظیر زائران حج و یا دانشجویان و شهروندانی که با ایرانیان تماس دارند.
- تحلیل محتوای مذاکرات محاکمه قضایی و دادگاه‌های متهم به عملیات براندازی و سیاسی برای ملاحظه اینکه آیا اشاره به نقش ایران شده است یا خیر.

- بررسی سازوکارها و تبلیغات اغفال کننده نسبت به چهره‌سازی منفی از انقلاب اسلامی در نزد مردم
- سازوکارهای تهدیدی و سرکوبگرانه شدید

- سازوکارهای تطمیعی و ایجاد تسهیلات رفاهی جهت جذب مخالفان و کسب وفاداری آنان به سیستم سیاسی موجود.
دولت‌های منطقه بنا به خصیصه ذاتی انقلاب‌ها که خواهان برهم زدن وضع موجودند، علیه کشورهای انقلابی دست به اقدام مشترک می‌زنند. به این جهت انقلاب‌ها و از جمله انقلاب ایران موجب نوعی همگرایی منطقه‌ای می‌شوند. راه‌اندازی جنگ از سوی عراق برای بی‌اثر سازی تاثیر فوری انقلاب بر شیعیان عراق بود. این جنگ موجب افزایش و تقویت احساسات دولت‌های عربی در حمایت از عراق شد و به کاهش اثرپذیری از انقلاب ایران انجامید.

تطبیق چارچوب پیشنهادی بر اندونزی و مالزی
فون دِر مهدن جامعه مالزی را از لحاظ مذهبی و قومیتی، کثرت‌گرا می‌داند. در مالزی بیش از نیمی از ماله‌ها مسلمان و سنی هستند و شیعه‌ها بسیار کم و نادر هستند. در اندونزی به عنوان بزرگترین کشور مسلمان تعداد مسلمانان 200 میلیون است که
حدود 90درصد جمعیت این کشور است که همگی سنی و شیعه ندارند.
- افزایش ملموس رعایت حجاب زنان و فعالیت سیاسی آنان.

- توجه هرچه بیشتر مردم و نخبگان سیاسی به نماز، روزه و سایر عبادات اسلامی.
- افزایش گروه‌های مذهبی در مراکز دانشگاهی.

- بروز رفتارهای خشونت‌بار مانند حمله به تاسیسات دولتی و طرح‌های براندازی رژیم و استقرار دولت اسلامی.
- افزایش شمار نشریات اسلامی نظیر داکوه (دعوت)، رساله، النهضه و ...

- ترجمه و انتشار آثار علی شریعتی
فون در مهدن برای بررسی بازتاب انقلاب ایران بر جوامع اسلامی اندونزی و مالزی سه شاخص اصلی را ارائه می‌کند:

1- نوشته‌هایی درباره امام خمینی و دیگر متفکران مذهبی ایران مانند شریعتی یا نوشته‌های متفکران این دو کشور (ابعاد اندیشه سیاسی). به نظر مهدن آثار شریعتی به دلیل ویژگی کلی‌تر و جهانی‌تر بودن جذابیت بیشتری داشته است.
2- اشارات و ارجاعات مربوطه به انقلاب در مطبوعات و نشریات اسلامی (ابعاد ژورنالیستی).

3- واکنش فعالان و سازمان‌های اسلامی این جوامع. این سازمان‌ها در سال‌های اولیه خواهان حمایت از حکومت محلی از انقلاب ایران بودند. مثلاً انور ابراهیم ابیم پس از بازگشت از ملاقاتی که با امام داشت، به رهبران مذهبی دیگر کشورها پیوست و خواهان برگزاری روز آزادی و یا همبستگی ایران در 16 مارس 1979 شد.
به نظر مهدن توجه مردم اندونزی به امام و اینکه گفته می‌شود امام سومین چهره شناخته شده مردمی در اندونزی پس از روسای جمهور فعلی و پیشین است، به این دلیل است که وی نماد پیروزی اسلام است و چون بافت جمعیتی این کشورها سنی است، انقلاب ایران در این کشورها قابل تسری نیست، بنابراین این تاثیرپذیری به شکل احیای اسلام، اسلام سیاسی و آگاهی مسلمانان از هویت اسلامی خویش و مقابله با روند فزاینده غربی شدن جلوه‌گر می‌شود.

نگرش و رفتار دولت‌های مالزی و اندونزی
مهدن در محور سیاست خارجی، به بررسی آثار انقلاب اسلامی ایران بر روابط بین حکومت ایران با مالزی و اندونزی می‌پردازد. موضع‌گیری اولیه و واکنش رسمی این دولت‌ها در قبال انقلاب اسلامی در سال 1979، سکوت بوده است. اما روابط رسمی دو دولت با ایران در هیچ مقطعی قطع نشده است.

در طول جنگ ایران و عراق، مالزی برای کمک به میانجی‌گری در منازعه، آمادگی خود را نشان داد و در کمیته صلح سازمان کنفرانس اسلامی مشارکت کرد. حکومت اندونزی ساکت ماند. در این دوره روابط دولت‌ها از نظر سیاسی آرام و به لحاظ اقتصادی بی‌رونق بود.
در محور سیاست داخلی، پیش‌بینی ایرانِ دیگر در مالزی و اندونزی، نگرانی جدی مقامات را برانگیخته بود. این دولت‌ها در این زمینه دست به دو کار توأمان زدند:

1- از یک سو کوشیدند تا رفتارهای منفی خود را مهار کنند و به اصلاحات آرام کننده دست زدند. مانند افزایش استناد به اسلام در سخنرانی‌ها، برگزاری انتخابات و اجازه مشارکت به اسلام‌گرایان در فرایند سیاسی، مشارکت در سازمان‌های اسلامی بین‌المللی، افزودن برنامه‌های مذهبی در تلویزیون به ویژه مالزی، مبارزه با مواد مخدر، مشروبات الکلی و انجام فعالیت‌هایی با نام اسلام مانند تاسیس بانک اسلامی در مالزی.
2- از سوی دیگر اتهاماتی دال بر دخالت احتمالی خاورمیانه در امور کشورهای آسیای جنوب شرقی را مطرح کردند. گاه این اتهامات را بیان نکردند و گاه از ایران نام بردند. مانند بیانیه‌های هشدار دهنده‌ای که مالزی به حکومت ایران در مورد مداخله در امور داخلی خود داده بود و اتهاماتی نظیر اینکه مسلمانان رادیکال خواهان تاسیس دولتی اسلامی طبق الگوی ایران در اندونزی بوده‌اند.

از دیگر اقدامات دو دولت در این زمینه:
- ممانعت از مسافرت به ایران و اعزام دانشجو و طلبه به ایران.

- بازگشت معدود کارگران اندونزیایی که در ایران بودند.
- ارائه هشدارهای پوشیده و آشکار علیه افکار و رفتارهای انحرافی از اسلام.

چارچوب نظریه اندیشه‌شناختی سیاسی در بررسی تاثیرات انقلاب اسلامی ایران
انقلاب اسلامی ایران بر مبنای اندیشه سیاسی رخ داده و عوامل فرهنگی در وقوع آن نقشی تعیین کننده داشته است. یکی از محورهای کلان این اندیشه نوین، دگرکونی در الگوی مسلط رابطه دین و سیاست در دنیای مدرن بوده است.

طرح مسئله:
یکی از رهیافت‌ها برای فهم، تجزیه و تاثیرات انقلاب اسلامی ایران، رهیافت اندیشه شناختی است. در این رهیافت رابطه دین و سیاست یا دین و دولت، دین و قلمروی عمومی در مرکز ثقل مباحث قرار دارد.

تغییرات پیش آمده در قلمرو سیاسی، اجتماعی و دینی در غرب از سده شانزدهم به روابط جدید بین دین از یک سو و سیاست، جامعه و دولت از سوی دیگر انجامید. پس از انقلاب فرانسه و با گسترش لیبرالیسم سیاسی نظریه جدایی دین از سیاست بسط می‌یابد. سکولاریسم به عنوان یکی از پیام‌های اصلی انقلاب فرانسه به پارادیم مسلط سیاسی در جوامع غرب تبدیل شده است.
پس از آنکه تمدن غرب با آموزه محوری سکولاریسم و اومانیسم به تمدن مسلط بشری تبدیل شد به طور تهاجمی در قالب امپریالیسم یا جنگ‌های استعماری وارد جهان اسلام می‌شود و برای تمدن اسلامی که به طور مستقل سبک زندگی خود را ادامه می‌داد، مسئله‌واره تولید می‌کند. اولین بار این کار با حمله ناپلئون به مصر آغاز می‌شود و مسئله‌ای به نام سنت و تجدد شکل می‌گیرد و حدود 150 سال تا وقوع انقلاب اسلامی ادامه می‌یابد و در جهان اسلام تنوعی از جریان‌های فکری را تولید می‌کند. از حیث متفکران، این مسئله از سید جمال‌الدین اسدآبادی آغاز و تا امام خمینی ادامه می‌یابد.

معما و حل معما: وقوع انقلاب اسلامی ایران در یکی از کشورهای تمدن‌ساز مسلمان در فضای سنگین حاکمیت سکولاریسم جهانی و 400 ساله، گویی به یکباره آن معمای 150 ساله جهان اسلام را حل کرد، آن هم به صورت تحقق عملی و فعلیت اندیشه‌ای نه به صورت نظری.
معمای اول:

انقلاب اسلامی ایران به پرسش اول مبنی بر اینکه آیا می‌توان با اسلام، دست به تغییرات سیاسی اجتماعی و فرهنگی عمیق زد؟ پاسخ عملی داد. انقلاب اسلامی ایران بر خلاف روند مسلط جهانی مبنی بر غیر دینی کردن فرایندهای سیاسی، با تمسک به حبل‌المتین دین اسلام انجام گرفت. انقلاب اسلامی ایران، جنسی از انقلابات مدرن را به بشریت عرضه کرد که بر مبنای نظریه‌های انقلاب قابل فهم و پیش‌بینی نبود، از این رو صاحب‌نظران دانشگاهی غرب را شگفت زده کرد. بنابراین، این فعلیت امکان گزاره‌های اسلامی برای ایجاد تغییرات اجتماعی به ظهور رسید.
انقلاب اسلامی ایران به رقابت با جریان شناسی‌های اندیشه سیاسی گوناگون ناسیونالیستی، لیبرالیستی، سکولاریستی و سوسیالیستی در جهان اسلام پایان داد و اندیشه سیاسی اسلام را به عنوان اندیشه مسلط مطرح کرد.

انقلاب اسلامی ایران به مجادلات طولانی نظری در دو سطح متفکرشناسی و جریان‌شناسی دست کم تا اطلاع ثانوی پایان داد. شاخص عملیاتی آن افول شدید و محسوس احزاب ناسیونالیستی و سوسیالیستی در کشورهایی مانند لبنان و فلسطین و ظهور احزاب و تشکیلاتی با عناوین و راهکارهای اسلامی در این کشورها و سایر کشورهای عربی است. از این رو انقلاب اسلامی ایران به تعبیر فرهنگ رجایی
"دوره اندیشه بازگشت به خویشتن" اسلامی و بومی بود.
امام خمینی شکاف بین اسلام حقیقی و اسلام محقق در مسلمانان ایرانی نشان داد و عقاید سیاسی، اخلاقیات سیاسی و رفتار سیاسی اسلامی حقیقی بر عقاید سیاسی، اخلاقیات و رفتار سیاسی مسلمانان ایرانی سیطره یافت و جامعه ایرانی دچار تحول درونی شد و
"جامعه در صراط" شد و پیوندی عمیق بین دین و سیاست برقرار شد.
معمای دوم:
معمای حل نشده دوم این بود که آیا می‌توان در دوره مدرن فارغ از قالب‌های سنتی نظیر خلاقیت نوعی نظام سیاسی مبتنی بر اسلام تاسیس کرد؟ این پرسش نیز با واقعیت عملی و عینی ایجاد نظام جمهوری اسلامی ایران و ابداع مردم سالاری دینی برای اولین بار در جهان اسلام و جهان، تحقق یافت.
نظر صاحب‌نظران غربی در مورد مردم سالاری دینی و جمهوری اسلامی در ایران:
سامی زبیده: تجربه جمهوری اسلامی ایران در حوزه سیاست در مقایسه با همسایگانش بسیار متفاوت است. گفتمان‌های مشروعیت و رضایت، موجب شده‌اند ایران پس از انقلاب از حیث باز بودن و تکثرگرا بودن قابل مقایسه با همسایگان عرب خود نباشد، بلکه نزدیکترین مدل به نمونه غربی باشد.

راینهارد شولز: این متفکر در کتاب خود با عنوان تاریخ مدرن جهان اسلام ضمن برشمردن نقش ایران و انقلاب اسلامی در جهان اسلام، تاسیس جمهوری اسلامی ایران را تولد نوین جمهوریت در جهان سوم می‌نامد.
بعد از موفقیت و نهادینه شدن انقلاب اسلامی ایران واقعه‌ای عظیم رخ داد. این واقعیت خود اندیشه‌سازی کرد. یکی از مفاهیم اصلی این اندیشه‌ سیاسی پذیرش بی‌چون و چرای عینیت و رابطه دین و سیاست در جهان اسلام بود.

به نظر خرمشاد پدیده‌ای که قبل از انقلاب اسلامی در ایران با انواع جنبش‌های اسلامی نامیده می‌شد، بعد از پیروزی جنبش اسلامی در ایران در قالب انقلاب، عنوان اسلام سیاسی به خود می‌گیرد. و اسلام سیاسی بیش از واژگان بنیادگرایی اسلام و رادیکالیسم اسلامی شهرت و مقبولیت یافت. به این ترتیب واژه اسلام سیاسی، تولد و حیات و موجودیت خود را از انقلاب اسلامی ایران دارد.

معمای سوم:

سوال سوم این بود که این نظام سیاسی غیر سکولار و انقلابی آیا می‌تواند پایدار بماند؟ در واقع این سوال، استفهام انکاری بود یعنی  باتوجه به سرشت رابطه دین و سیاست و منطق درونی و با توجه به واقعیت‌های مسلط جهانی و سکولار و منطق بیرونی، این نوع نظام نمی‌تواند استمرار داشته باشد و به زودی فرو می‌پاشد.پروژه فروپاشی از درون و ضد انقلاب داخلی و از بیرون توسط ضد انقلاب خارجی در قالب جنگ داخلی و خارجی مانند جنگ عراق علیه ایران پیگیری شد.

انقلاب اسلامی ایران و پایان کسوف خداوند

از ادعاهای محور رهیافت اندیشه شناختی این است که انقلاب اسلامی ایران به کسوف خداوند در زندگی سیاسی خاتمه داد.
مارتین بوبر به جای استعاره‌های دیگران درباره خدا از قبیل استعاره نیچه (مرگ خداوند)، سارتر (سکوت خداوند) و هایدگر (تولد دوباره خداوند) از استعاره (کسوف خداوند) در دوران مدرن استفاده کرد.

همانگونه که کسوف خورشید زمانی به پایان می‌رسد، کسوف خداوند هم به پایان خواهد رسید. شاید بتوان پیش‌بینی پایان کسوف خداوند را همان وقوع انقلاب اسلامی ایران دانست. بنابراین انقلاب اسلامی ایران به کسوف خداوند در ایران خاتمه داد و این آغازی بر پایان کسوف خداوند در جهان اسلام و سپس کل جهان است.

معمای چهارم:

سوال چهارم در این است که آیا ایران می‌تواند نیازهای انسان مسلمان را تامین کند و تمدن سازی کند و به الگویی خاص و متمایز از توسعه دست یابد؟ پاسخ این پرسش هنوز زود است و تمدن سازی و ارائه الگویی موفق از توسعه امری زمان‌بر است.
گراهام فولر در باب واقعیت موفق احتمالی ایران در ارائه الگوی مردم سالاری دینی می‌گوید: اگر ایران بتواند نوعی حکومت دموکراتیک و کارآمد بر مبنای اصول اسلامی مستقر کند، ایران در صحنه سیاسی دنیای اسلام چنان نفوذی پیدا خواهد کرد که دیدگاهش برای صدور انقلاب مناسب خواهد بود. ایران می‌تواند با ارائه الگویی کارآمد از یک روش حکومتی دموکراتیک که با اسلام ممزوج شده، جذابیت خاصی پیدا کند.

ایران در موقعیت فعلی در قله اندیشه سیاسی اسلام در جهان قرار گرفته است.
برخی احتمال شکست رابطه دین و سیاست در دنیای اسلام معاصر را نیز مطرح می‌کنند و بازگشت به سکولاریسم در ایران را سرنوشت محتوم ایران می‌دانند.

الگوهای رابطه دین و سیاست پس از انقلاب اسلامی در جهان اسلام
سوال پنجم این است که تنوع و تکثر اسلام‌گرایی در جهان اسلام پس از حل معمای آن در انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران پایدار چگونه قابل فهم و گونه‌شناسی است؟

الگوهای رابطه دین و سیاست حتی در کشورهای مسلمان شیعی نظیر عراق و لبنان که قرابت بسیار زیادی با واقعیت‌های عینی و اندیشه‌ای ایران دارد، یکسان نیست.
ایده اساسی رابطه دین و سیاست در دنیای مدرن، که از انقلاب ایران تولید شده، ایده‌ای مشترک در همه جریان‌های اسلام‌گرا می‌باشد، اما این ایده و مفهوم محوری در هنگام ورود به دستگاه‌های ذهنی و عقیدتی متفاوت، به برداشت‌های نظری و استراتژی‌های عملی متنوعی می‌انجامد. مانند منتهی شدن انقلاب فرانسه به دو قرائت فاشیستی (منفی) و دموکراتیک (مثبت).

بر مبنای شاخص‌هایی نظیر عقاید سیاسی، اخلاق سیاسی و رفتار سیاسی، علی زاده 3 جریان شناسی سلفی‌گری، سکولاریسم و همسازگرایی با تمدن غربی را شناسایی می‌کند. شهید مطهری این جریان‌ها را به دو طیف سید جمالی و وهابی گونه شناسی کرده است. و هشام شرایی آنان را به سنت‌گرا و نوگرا تقسیم می‌کند. رادولف پیترز آنان را به بنیادگرا و تجددگرا گونه شناسی می‌کند و موثقی به دو دسته بنیادگرا و رادیکالی تقسیم می‌کند.
ظهور پروسه طبیعی نحله‌های جدید و متنوع در جهان اسلام، بخشی به دلیل ارزش‌های فکری، میراث قدیمی نحله‌های جهان اسلام و بخشی به دلیل رقابت‌های کهنه فرق و نحل گوناگون در جهان اسلام از جمله جریان‌های سنی و شیعی و به ویژه فرقه حنبلی و وهابی و سلفی است.

همه این نحله‌ها حتی آنان که به ظاهر نسبت به انقلاب اسلامی ایران موضع‌گیری منفی دارند، در پارادایم فکری رابطه جدید دین و سیاست و معمای حل شده ایران، فکرسازی و اندیشه‌ورزی می‌کنند.
دلیل اقبال به اسلام‌گرایی می‌تواند در ناکامی جریان‌های رقیب در هریک از کشورهای مورد بحث باشد و به عنوان مدخل پژوهشی می‌توان به الف) دوره ملی‌گرایی افراطی و عرب‌گرایی، ب) دوره غرب‌گرایی، ج) دوره انقلاب اسلامی و بازگشت به خود، اشاره کرد.

گیدنز، جامعه شناس برجسته می‌گوید: با انقلاب اسلامی ایران شاهد حاکمیت فزاینده دینی شدن جوامع جهانی و عقب نشینی سکولاریسم در جهان می‌باشیم.
به موازات پروسه طبیعی اندیشه ورزی‌های متفکران و بومی‌سازی اندیشه و فلسفه انقلاب اسلامی در سرزمین خود، پروژه مصنوعی دیگری از سوی صاحبان قدرت و ثروت منطقه‌ای مانند عربستان و نیز از سوی قدرت‌های بین‌المللی نظیر آمریکا و اروپا مهندسی شده و آن ساخت
"الهیات سیاسی رقیب" و بدیل برای انقلاب اسلامی ایران است.

 

 

 

    

ارسال نظر
نام شما:
 
پست الکترونیک:
وب سایت:
متن:

.
کد امنیتی را وارد کنید: